لغت نامه دهخدا
حق تعالی. [ ح َق ق / ح َ ت َ لا ] ( اِخ ) خداوند متعال. خدای متعال: کافران مکه را بیم کرد و گفت بر من و بر خداوند من بیرون میائید که حق تعالی شما را بگزد. ( ترجمه تفسیر طبری ).
حق تعالی. [ ح َق ق / ح َ ت َ لا ] ( اِخ ) خداوند متعال. خدای متعال: کافران مکه را بیم کرد و گفت بر من و بر خداوند من بیرون میائید که حق تعالی شما را بگزد. ( ترجمه تفسیر طبری ).
(حَ تَ لا ) [ ع. ] (اِمر. ) خدا که والاست، پروردگار والامقام.
( اسم ) خدا والاست ( شانش ) پروردگار والامقام: پس نیت باید که مشتمل باشد بر طلب قربت حق تعالی.
خداوند متعال
خدا که والاست، پروردگار والامقام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گفت: بترسید و با هیچ کس بد مکنید، که اگر کسی با کسی بدی کند حق تعالی کسی بگمارد تا با وی مکافات آن کند در بدی. کما قال الله تعالی إن أحسنتم أحسنتم لأنفسکم و إن أساتم فلها.
💡 امتحان: بلایی از جانب حق تعالی بر دل سالک تا غیر حق را از دل او پاک کند.
💡 حقیقت: امری که بهطور قطع و یقین ثابت شده باشد. از نظر صوفیه غیر خدا حق تعالی هیچ چیز و هیچکس به یقین ثابت نیست پس حقیقت جز خدا نیست.
💡 هر چه موجود باشد مرئی است؛ بنابراین حق تعالی دیده خواهد شد؛ چنانکه در قرآن آمده: وجوهٌ یومئذٍ ناضره الی ربها ناظره.
💡 رویت: منظور صوفیه از رویت دیدار حق تعالی است. (مصباح الهدایه و مفتاح الهدایه، عزالدین محمود کاشانی)
💡 ابد: امتداد زمان در طرف آیندهاست و در نزد اهل تصوف ابد و ازل از صفات و ویژگیهای حق تعالی است. فرق ابد و ازل در آنست که ازل را آغازی نیست و ابد را پایانی.