تفوق
مترادفها
برتری، غلبه، چیرگی
متضادها
شکست، ضعف
لغت نامه دهخدا
تفوق. [ ت َ ف َوْ وُ ] ( ع مص ) فراخی نمودن در عیش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || فواق فواق مکیدن بچه شیر را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نوشیدن چیزی بعد چیزی. ( از اقرب الموارد ). || فواق به فواق دوشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || انفاق کردن بر مهل. || ترفع بر قوم. ( از اقرب الموارد ). برتری نمودن. ( غیاث اللغات ). افزونی داشتن بر چیزی. ( آنندراج ). برتری و بالایی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(تَ فَ وُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) برتری یافتن.
فرهنگ عمید
۱. برتری جستن.
۲. برتری یافتن، برتر و بالاتر شدن.
۳. برتری و بالایی.
فرهنگ فارسی
برتری جستن، برتری یافتن، برتروبالاترشدن
۱ - ( مصدر ) برتری یافتن. ۲ - ( اسم ) برتری. جمع: تفوفات.
ویکی واژه
predominio
برتری یافتن.
جمله سازی با تفوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و اما شجاعت شیر و پیل و دیگر حیوانات، اگرچه شبیه به شجاعت بود اما نه شجاعت بود، چه شیر به قوت و تفوق خود وثوق دارد و بر ظفر مشرف است، پس اقدام او به طبیعت غلبه و قدرت باشد نه به طبیعت شجاعت، باز آنکه در اغلب مقصود او از آلت مقاومت عاری باشد، و مثل او با فریسه مثل مبارزی تمام سلاح بود که قصد ضعیفی بی سلاح کند، بعد ما که آنچه شرط فضیلت است درو مفقود است.
💡 اما بروتوس به نیت دستکاری مسابقات به نفع رُم و بیش از آن تفوق جایگاه خودش، پا به عرصه مسابقات میگذارد تا از این طریق بر کرسی سزار و حکومت بر روم تکیه زند. لاجرم او تصمیم میگیرد تا به معاضدت معجونهای مخترع دیوانه دکترمابوس و زیردستش ویِلوردوس، موفق به پیروزی در مسابقات و کشتن سزار گردد.