تغابن در زبان عربی و فارسی به معنای فریب دادن یا دستکاری در معاملات است و به ویژه در زمینههای اقتصادی و تجاری مورد استفاده قرار میگیرد. در اصطلاح فقهی و اقتصادی، تغابن به معنای نفعجویی از طریق فریب یا نادیده گرفتن حقوق دیگران در معاملات است. این واژه در قرآن کریم نیز به کار رفته و به عنوان یک عمل ناپسند و غیراخلاقی معرفی شده است.
تعریف و مفهوم: تغابن به معنای فریب دادن یا به دست آوردن نفع با نادیده گرفتن حقوق دیگران در معاملات و تعاملات اقتصادی است. این عمل به نوعی نشاندهنده عدم انصاف و عدم رعایت اصول اخلاقی در تجارت و کسبوکار است.
معاملات نابرابر: در بسیاری از موارد، این اصطلاح به معاملات نابرابر اشاره دارد که در آن یکی از طرفین با فریب و اغوای طرف دیگر، به نفع خود سود بیشتری میبرد. این نوع رفتار میتواند به از دست رفتن اعتماد در روابط تجاری و اقتصادی منجر شود.
فریب و نیرنگ: تغابن شامل استفاده از فریب، نیرنگ و ترفندهای غیرمنصفانه برای به دست آوردن منافع بیشتر است. این نوع رفتارها نه تنها از نظر اخلاقی ناپسند هستند، بلکه میتوانند پیامدهای منفی قانونی نیز به همراه داشته باشند.
نگرش دینی و اخلاقی: در متون دینی، این اقدام به عنوان عملی مذموم و ناپسند شناخته میشود و بر رعایت اصول اخلاقی در تجارت و معاملات تأکید شده است. این نگرش به حفظ انصاف و حقوق دیگران در تعاملات اقتصادی کمک میکند.
تغابن. [ ت َ ب ُ ] ( ع مص ) یکدیگر را غبن آوردن. ( زوزنی ) ( از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). در زیان افگندن بعضی مر بعض را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یکدیگر را در زیان افکندن و به زیان یکدیگر را فریفتن و گاهی تجرید نموده بمعنی زیانکاری و زیان زده شدن و چون زیانکاری را افسوس لازم است مجازاً بمعنی افسوس خوانند. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || زیانکاری و زیان افکندگی و افسوس. ( ناظم الاطباء ):
سخت تغابنی بود حور حریرسینه را
لاف زنی خارپشت از صفت سمنبری.خاقانی.سفله مستغنی و سخی محتاج
این تغابن زبخشش قدر است.خاقانی.بسی از خویشتن بر خویشتن زد
فروخورد آن تغابن را و تن زد.نظامی.دو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل برنیاید. ( گلستان ).
بخندید و گفتا به صد گوسفند
تغابن نباشد رهایی ز بند.( بوستان ).به دندان گزید از تغابن یدین
بماندش در او دیده چون فرقدین.( بوستان ).بیم آنست دمادم که چو پروانه بسوزم
از تغابن که تو چون شمع چرا شاهد عامی.سعدی.جای آنست که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می شکند بازارش.حافظ.
تغابن. [ ت َ ب ُ ] ( اِخ ) سوره ای از سوره های قرآن. ( از اقرب الموارد ). سوره شصت و چهارم از قرآن کریم. مکیه و آن هیجده آیت است و آغاز آن: بسم... یسبح ما فی السموات... پس از منافقین و پیش از طلاق.
تغابن. [ت َ ب ُ ] ( اِخ ) ( یوم الَ... ) روز قیامت است بدان جهت که اهل جنت اهل دوزخ را در زیان و غبن اندازند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): یوم یجمعکم لیوم الجمع ذلک یوم التغابن... ( قرآن 64 / 9 ).
(تَ بُ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - به یکدیگر ضرر رساندن در معامله. ۲ - افسوس خوردن.
۱. شصت وچهارمین سورۀ قرآن کریم، مدنی، دارای ۱۸ آیه.
۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] افسوس، پشیمانی.
۳. (اسم مصدر ) [قدیمی] زیانکاری.
همدیگررابزیان افکندن، زیانکاری، افسوس، وپشیمانی، روزقیامت، مغبون ساختن
۱ -( مصدر ) زیانمند شدن ضررکردن. ۲ - افسوس خوردن. ۳ - ( مصدر ) هم را بزیان افکندن. ۴ - ( اسم ) زیانمندی ضرر. ۵ - افسوس خوردن تاسف. جمع: تغابنات.
روز قیامت است بدان جهت که اهل جنت اهل دوزخ را در زیان و غبن اندازند
[ویکی فقه] تغابن (ابهام زدایی). تغابن ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • سوره تغابن، شصت و چهارمین سوره قرآن کریم• یوم التغابن، به معنای روز آشکار شدن زیان ها یکی از اسامی قیامت