تدریجا
مترادفها
کمکم، آهسته، گام به گام
متضادها
ناگهان، یکباره
لغت نامه دهخدا
( تدریجاً ) تدریجاً. [ ت َ جَن ْ ] ( ع ق ) متدرجاً و بطور تدریج و آهستگی.( ناظم الاطباء ). به تدریج. خردخرد. کم کم. رفته رفته.
فرهنگ فارسی
متدرجا و بطور تدریج و آهستگی خرد خرد کم کم رفته رفته بتدریج.
جمله سازی با تدریجا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سده ۵ کمکم نام مازندران در مناطق شمال ایران ظاهر شد. با انتشار این نام مازندران تدریجاً جایگزین طبرستان شد تا جایی که در قرن ۷ یاقوت حموی را طبرستان را سرزمینی در مازندران نامید. او مینویسد که نوانتسه این نام را در کتابهای پیشینیان نیافته، و این سرزمین را میان ری و قومس و دریای دیلم و گیل واقع است.
💡 بسیاری از مورخین معتقدند که این جنگ باعث سقوط پیوسته شهر و کشور شده، زیرا که دوسوم جمعیت کشور در آن قتلعام شدند. از این پس پیشرفت تدریجاً روبه کندی گذاشت، و اقتصاد پیوسته خود را در وضعیت رکود یافتهاست.