رشحه

لغت نامه دهخدا

( رشحة ) رشحة. [ رَ ح َ ] ( ع اِ ) رشحه. رجوع به رشحه شود.
رشحه. [ رَ ح َ / ح ِ ] ( از ع، اِ ) رشحة. تراوش کرده و چکیده. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی کتابخانه مؤلف ). چکه و قطره. ( ناظم الاطباء ). آب که از جایی تراوش کند و به جایی چکد.( از آنندراج ) ( غیاث اللغات ). آب که از جایی بتراود.ج، رَشَحات. ( یادداشت مؤلف ) ( فرهنگ فارسی معین ):
گهی که جرم مرا پیش تو حساب کنند
تو رشحه ای ز کرمهای بی حساب بریز.خاقانی.- رشحه آب؛ ترشح کردن آب بر اطراف و جوانب که چکره آب نیز گویند. ( ناظم الاطباء ).
|| تراوش. چکیده. ( ناظم الاطباء ).
- رشحه قلم؛ کنایه از نوشته و شعر:
مولدم جام و رشحه قلمم
جرعه جام شیخ الاسلامی است.جامی.|| مقطر. || خوی و عرق. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(رَ حِ ) [ ع. رشحة ] (اِ. ) آب، چکه.

فرهنگ عمید

۱. چکه، قطره.
۲. آب که از چیزی تراوش کند.

فرهنگ فارسی

چکه، قطره، آب که ازچیزی تراوش کند
( اسم ) آب که از جایی تراوش کند و بچکد چکه جمع رشحات.
یا رشحه

ویکی واژه

آب، چکه، رشح، رشحة.
تراوش کردن، تراویدن.

جمله سازی با رشحه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بحر محیط رشحه‌ای از فیض فایضم نور بسیط لمعه‌ای از نور ازهرم

💡 گر گند رشحه لطفش بدل سنگ گذار ور کند شعله قهرش بدل خاک گذر

💡 نشو گیاه عمر حسودت ز چشمه ایست کز رشحه‌ای از آن شده پرورده زهر مار

💡 گفتم بیان کنم ز زلال تو رشحه ئی سیلم چنان ربود که کار از بیان گذشت

💡 ساقی، تو که ابر رحمتی، رشحه ببار تا بلبل طبع من غزل خوان گردد

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز