حرف ندا

لغت نامه دهخدا

حرف ندا. [ ح َ ف ِ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حرف دعا. شمس قیس در عنوان حرف ندا و دعاآرد: الفی است که در اواخر اسامی معنی ندا دهد، چنانکه خداوندا و شاها و جانا. و در اواخر افعال معنی دعا دهد، چنانکه بیایدا، برودا و چنانکه شاعر گوید:
منشیندا از نیکوان جز تو کسی بر جای تو
کم بیندا جز من کسی آن روی شهرآرای تو.( المعجم فی معاییر اشعارالعجم ص 155 ).حرف ندا در پایان اسم درآید و حرف دعا بیشتر پیش از حرف آخر فعل افزوده شود و گاه حرف ندا را حرف دعا نیز خوانند.رجوع به حرف دعا و حروف ندا شود.

فرهنگ فارسی

حرف دعا

ویکی واژه

حرف‌ندا
(ادبی): در دستور زبان، واژه یا پسوندی که برای ندا بکار میرود و به همراه یک اسم می‌آید و آن را منادا می‌سازد، مانند «ی» در ای‌خدا و «ا» در پروردگارا.

جمله سازی با حرف ندا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنحرف ندا که گفت یونس در ظلمت بحر، یاعلی بود

💡 گرچه نسبت به من این حرف ندارد، زنهار ترک همصحبتی مردم بی‌نسبت گیر

💡 نام تو از آن برکه توان حرف ندا را تقدیم بر آن داد به هنگام منادی

💡 بر دلم نیست ز هر بیش و کمی به جز از حرف ندامت رقمی

💡 چقدر خنده به فهمیدگی عالم زد هر که یک حرف ندانسته ز من یاد گرفت

💡 گرچه به هر حرف نهد خامه سر لیکن ازان حرف ندارد خبر

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز