جواهری

لغت نامه دهخدا

جواهری. [ ج َ هَِ ] ( ص نسبی ) منسوب بجواهر. گوهرفروش، و مراد از آن فروشنده مروارید و الماس و زمرد و لعل و مانند آنست. رجوع به جواهر شود.

فرهنگ فارسی

منسوب بجواهر گوهر فروش ومراد از آن فروشنده مروارید و الماس و زمرد و لعل و مانند آنست.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] جواهری (ابهام زدایی). جواهری ممکن است اسم برای اشخاص یا خاندان های ذیل باشد: • آل جواهری، خاندان علمی شیعی در قرن سیزدهم تا پانزدهم در عراق • شیخ جواد جواهری، از علمای سیاستمدار مجاهد شیعه عراق در قرن چهاردهم هجری• محمدمهدی جواهری، بزرگترین شاعر کلاسیک عراقی ایرانی تبار در نیمه قرن چهاردهم
...

جمله سازی با جواهری

💡 او فعالیت خود را در سن ۲۰ سالگی از سال ۱۹۷۱ شروع کرد و در سریال جواهری در قصر در نقش ملکه مادر ظاهر شد

💡 نگر نثار جواهری که شب کند بر چرخ هلال خم شد و جنبید، از آنش پشت دوتاست

💡 پایگاه مجازی تخصصی لطیفهٔ نهانی، برگرفته از کتاب هزار گلخانه آواز، نوشتهٔ حمید جواهریان.

💡 بنده بدید جوهرت لنگ شده‌ست بر درت مانده‌ام ای جواهری بر طرف دکان تو

💡 چو فلک بشد برکوع وی زنجومش از ره مکرمت بفشاند مشت جواهری کف باسخای محمدی

💡 آسو جواهری، (زادهٔ ۲۵ اسفند ۱۳۶۵ در سنندج) بازیکن سابق فوتسال و داور فوتبال زنان، اهل ایران است.

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز