جشیر
لغت نامه دهخدا
جشیر. [ ج َ ] ( اِ ) جولاهه را گویند و به عربی حائک خوانند. ( برهان قاطع ). || ( ع اِ ) تیردان چرمین. ( منتهی الارب ). || جوال ستبر. || انبان. || ( ص ) مرد بی زن. مرد عزب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(جَ ) (اِ. ) جولاهه، بافنده.
فرهنگ عمید
=جوشیره
=جولاه
تیردان چرمی.
ویکی واژه
جولاهه، بافنده.
جمله سازی با جشیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آبیاری در این ولایت به وسیله جویهایی صورت میگیرد که از رودخانه پنجشیر، رود شتل و رودخانهٔ غوربند سرچشمه میگیرند. رودهای بزرگ این ولایت که در ولسوالیهای مرکزی آن قرار دارد عبارت از نهر خواجه، نهر رزاق، نهر ریگروان و نهر افغان میباشد.
💡 احمد جان (زادهٔ ۱۰ فوریهٔ ۱۹۴۸ در ولایت پنجشیر) کشتیگیر سابق اهل افغانستان است. وی در بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۶۸ و بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۷۲ حضور داشتهاست.
💡 مسعود در جوزا/خُرداد ۱۳۵۸ در رأس یک قطعه از چریکهای مجاهد نورستان وارد پنجشیر میگردد و در ۱۷ سرطان/تیر ۱۳۵۸ نخستین دستههای منظم چریکی را در درهٔ پنجشیر ایجاد مینماید.
💡 مسعود، سپس برای ادامه تحصیل، وارد مؤسسه پلی تکنیک کابل شد، اما تحصیل در این مرکز را، پس از سه سال، در سال ۱۹۷۸ (میلادی) رها کرد و به برادرش احمدشاه مسعود، در دره پنجشیر پیوست.
💡 شهرهای بگرام و کاپیسا در استان پروان و در دو سوی رودخانه پنجشیر مهد تمدن بشری است. امروزه آثاری تاریخی از دوره کوشانی در بگرام و تپه عبدالله و برج کاپیسا باقی مانده است.