لغت نامه دهخدا
ترکاش. [ ت َ ] ( ع اِ ) به فارسی تَرکَش ج، تراکیش، تیردان: بالقسی و التراکیش. ( از دزی ج 1 ص 145 ). مأخوذ از ترکش فارسی و به معنی آن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترکش شود.
ترکاش. [ ت َ ] ( ع اِ ) به فارسی تَرکَش ج، تراکیش، تیردان: بالقسی و التراکیش. ( از دزی ج 1 ص 145 ). مأخوذ از ترکش فارسی و به معنی آن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ترکش شود.
به فارسی ترکش جمع تراکیش تیردان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قیاسوندنام یک ایل لک زبان می باشد.قیاس،حسن،یوسف،قلی و ترکاش فرزندان سلسل می باشند.ایل قیاسوند به اتفاق ایل های حسنوند،یوسفوند،کولیوند وترکاشوند به ایلات سلسله مشهورند.شهرستان سلسله به مرکزیت الشتر در استان لرستان خاستگاه اولیه این ایل بوده، ولی بعدا در روستا های استان ایلام از جمله شیخ مکان سکونت یافته و به استان های دیگر ازجمله خوزستان وکرمانشاه وهمدان پراکنده واستقرار یافته اند وهمچنین بخش اعظمی از ایل قیاسوند به استان قزوین و شهرستان های شمالی کشور مهاجرت وکوچانده شده اند