جدو

جدو

این کلمه در زبان فارسی به چندین معنا اشاره دارد که در زیر به توضیح آن‌ها می‌پردازیم:

عطا و بخشش:

جدو به معنای عطا کردن یا بخشیدن به کسی است و به عمل بخشش و دادن چیزی به دیگران اشاره دارد. به طور کلی، وقتی کسی چیزی را به دیگری می‌دهد یا آن را می‌بخشد، می‌توان این عمل وی را جدو نامید.

حاجت خواستن:

این واژه همچنین به معنای حاجت بردن پیش کسی و عطا خواستن از وی است. این مفهوم به عمل طلب کردن یا درخواست نیاز از کسی اشاره دارد. به عبارت دیگر، وقتی فردی به شخصی مراجعه می‌کند تا از او چیزی بخواهد یا حاجتی را برآورده کند، به این مفهوم از کلمه دلالت دارد.

بیماری در پای اسب:

در معنای دیگر، جدو به بیماری در پای اسب اشاره دارد که به خاطر بسیار رفتن و فشار زیاد بر پاهای او ایجاد می‌شود. این بیماری که به آن جرب نیز گفته می‌شود، می‌تواند به دلیل آسیب‌های ناشی از حرکت زیاد یا عدم مراقبت مناسب از پای اسب به وجود آید.

لغت نامه دهخدا

جدو. [ ج َدْوْ ] ( ع مص ) عطا کردن بر کسی. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). بخشیدن بر کسی. ( ازشرح قاموس ): جدا علیه؛ اعطاه الجدوی. ( اقرب الموارد ). عطا کردبروی. ( ناظم الاطباء ). || حاجت بردن پیش کسی و عطا خواستن از وی. ( از منتهی الارب ). حاجت خواستن یا طلب عطا کردن از کسی. ( از اقرب الموارد ). نیاز و حاجت خواستن. ( از شرح قاموس ). از کسی چیزی خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ) ( زوزنی ).
جدو. [ ج ِ دَ ] ( اِ ) بیماری در پای اسب از بسیار رفتن. جرب در اسب. ( یادداشت مؤلف ):
داده ست مرا شاه ستوری جدو و لنگ
اسبی و خس و ( ؟ ) پیر کجا زنگ زند زنگ.( ازنسخه ای از لغت اسدی ).

فرهنگ فارسی

بیماری در پای اسب از بسیار رفتن جرب در اسب.

جملاتی از کلمه جدو

و قیل خلق ما خلق علی مقدار یعرفه و لم یخلق شیئا علی سبیل سهو و غفلة. و قیل بین مدة بقائه و منتهی اجله. و قیل کتبه فی اللوح المحفوظ لطفا بالملائکة و ذلک انّهم ینظرون فیه فیصرفون فیما وکلّوا به علی حسب ما یجدونه فیه.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم