لغت نامه دهخدا
جانورشناس. [ ن َ / ن ِ / ن ْ وَ ش ِ ] ( نف مرکب ) حیوان شناس. آنکه درباره جانوران تحقیق و تتبع دارد. رجوع به جانورشناسی شود.
جانورشناس. [ ن َ / ن ِ / ن ْ وَ ش ِ ] ( نف مرکب ) حیوان شناس. آنکه درباره جانوران تحقیق و تتبع دارد. رجوع به جانورشناسی شود.
آن که دربارۀ جانوران مطالعه و تحقیق می کند.
( صفت ) ۱- حیوان شناس آنکه دربار. جانوران تتبع و تحقیق دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علم جانورشناسی مدرن که جهشی در پیشرفت شناخت سایر جانداران بودهاست، از سال ۱۹۳۰ و بهوسیلهٔ کارل فون فریش، نیکولاس تینبرگن و کونراد لورنز پایهریزی شد.
💡 وی در مونیخ جانورشناسی خواند. برای مدتی در موزه تاریخ طبیعی فرانکفورت و موزه جانورشناسی برلین کار کرد. در ۱۹۲۹ استاد جانورشناسی دانشگاه گرایفسوالد شد. بین سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۷ نیز در موزه تاریخ طبیعی لندن مشغول به کار بود و پس از آن به ایالات متحده آمریکا رفت.
💡 اسمیت در دوران جنگ جهانی دوم به آموزش خلبانی پرداخت اما با پایان جنگ کار آموزش او هم نیمهتمام ماند. وی هرگز امکان حضور در جنگ را نیافت؛ لذا به دانشگاه آکسفورد انگلستان رفت و در رشته جانورشناسی مشغول به تحصیل شد.
💡 در میان جانورشناسان پیشگام، لینه دو الگوی بدن در خارج از مهرهداران را شناسایی کرد. کوویر سه نفر را شناسایی کرد و هکل چهار، و همچنین پروتیستا با هشت بیشتر، در مجموع دوازده. برای مقایسه، تعداد شاخههای شناساییشده توسط جانورشناسان مدرن به ۳۶ افزایش یافتهاست.
💡 کارل وون اسکریبرس، مسیول کابینه مواد معدنی و جانورشناسی متوجه این کشف شد، و این ساختار را ویدمناشتاتن نامید.
💡 انشگاه شمال غربی، دانشگاه پنسیلوانیا و دانشگاه پرینستون به عنوان استاد زیستشناسی و جانورشناسی تدریس کردهاست. او سردبیر و ویراستار ژورنال مورفولوژی، بیولوژیک بیولوژیک، و مجله جانورشناسی تجربی شد.