ثوری

لغت نامه دهخدا

ثوری. [ ث َ را ] ( اِخ ) رجوع به ثوراء شود.
ثوری. [ ث َ ] ( ص نسبی ) منسوب به ثور. گاوی.
ثوری. [ ث َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به ثور که بطنی است از همدان. ( سمعانی ).
ثوری. [ ث َ ] ( اِخ ) رجوع به سفیان ثوری شود.
ثوری. [ ث َ ] ( اِخ ) عبداﷲبن محمدبن هارون مکنی به ابو محمد. او از شاگردان اصمعی بود و روایت از ابوعبیده و غیر او داشت و کتاب سیبویه را نزد ابی عمر جرمی خوانده است. او راست: کتاب امثال و کتاب اضداد و کتاب النوادرو کتاب فعلت و افتعلت و کتاب الخیل. ( ابن الندیم ).
ثوری. [ ث َ ] ( اِخ ) ( ملاعلی... )یکی از شعرای ایران و این بیت اول رباعی از اوست:
تا کی بمن آزار و جفا خواهی کرد
با غیر برغم من وفا خواهی کرد.

فرهنگ فارسی

یکی از شعرای ایران

جمله سازی با ثوری

💡 نقل است که سفیان ثوری گفت: شبی پیش ِ او رفتم و آیات و اخبار و آثار می گفتیم. و گفتم: مبارک شبی که امشب بود، و ستوده صحبتی که بود! همانا صحبت ِ چنین، بهتر از وحدت».

💡 نقل است که جعفر صادق مدتی خلوت گرفت و بیرون نیامد. سفیان ثوری به در خانه وی آمد و گفت: مردمان از فواید انفاس تو محروم اند چرا عزلت گرفته ای؟

💡 عبدالواحد عامر می‌گوید: من و سفیان ثوری به بیمار پرسی رابعه درشدیم. از هیبت او سخن ابتدا نتوانستیم کرد. سفیان را گفتم: چیزی بگو.

💡 و ابن عباس رحمهم الله گوید، «ملعون است کسی که به سبب درویش کسی را خوار دارد و به سبب توانگری عزیز. و گویند: توانگر در هیچ مجلس خوارتر نبودی که در مجلس سفیان ثوری. ایشان را فراپیش نگذاشتی، در پست ترین صف بودندی و درویشی را نزدیک نشاندی. و لقمان پسر را گفت، یا پسر! بدان که کسی جامه کهن دارد وی را حقیر مدار که خدای تو و آن وی هردو یکی است.

💡 فَیَغْفِرُ و یُعَذِّبُ شامی و عاصم و یعقوب هر دو کلمت برفع خوانند بر معنی ابتدا، ای فهو یغفر و یعذب دیگران بجزم خوانند «فیغفر» و «یعذب» بر نسق و عطف بر اول، اعنی یحاسبکم: سفیان ثوری گفت یغفر لمن یشاء الذنب العظیم و یعذب من یشاء علی ذنب الصغیر لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون، ثم قال: وَ اللَّهُ عَلی‌ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ من المغفرة و العذاب.

نام اور یعنی چه؟
نام اور یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز