لغت نامه دهخدا
تغ. [ ت َغ غ ] ( اِ ) آواز خوردن تخته به تخته ای یا چیز دیگر. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || آواز ترقه یا چاشنی که کم و خفیف باشد. ( یادداشت ایضاً ).
تغ. [ ت َغ غ ] ( اِ ) آواز خوردن تخته به تخته ای یا چیز دیگر. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || آواز ترقه یا چاشنی که کم و خفیف باشد. ( یادداشت ایضاً ).
آواز خوردن تخته به تخته یا چیز دیگر
تغ ( به ارمنی: Տեղ ) یک سکونتگاه مسکونی در ارمنستان است که در استان سیونیک واقع شده است. در کیلومتری جنوب کاپان، مرکز استان سیونیک واقع شده است.
تغ ۲٬۴۴۳ نفر جمعیت دارد و در ارتفاع متر بالاتر از سطح دریا قرار گرفته است.
تغ
معادل تیغ در زبان فارسی، اما در گذشته به شمشیر، خنجر، یا کارد نیز اطلاق میشده. تیه. تیغه.
تُغْ:در گویش گنابادی یعنی تپق زدن، گردفتگی صدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «وَ الَّذِینَ صَبَرُوا» و ایشان که شکیبایی کردند، «ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ» طلب دیدار خداوند خویش را، «وَ أَقامُوا الصَّلاةَ» و نماز بهنگام بپای داشتند، «وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً» و از آنچ داشتند چیزی بدادند نهان و آشکارا، «وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ» و باز زنند بنیکی بدی را، «أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَی الدَّارِ (۲۲)» ایشانراست سرانجام نیکو.
💡 «وَ الَّذِینَ صَبَرُوا» یعنی علی طاعة اللَّه. و قیل علی المرازی و المصائب و الحوادث، «ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ» ای طلب رضاء اللَّه و تعظیمه، «وَ أَقامُوا الصَّلاةَ» المفروضة، «وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَةً» یعنی الزّکاة، «وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ» ای یدفعون بالتوبة المعصیة و بالصلة الجفوة و بالصفح السّفه و بالصدقة العذاب، و فی الخبر: اتّبع السّیئة الحسنة تمحها.