تو در تو

لغت نامه دهخدا

تودرتو. [ دَ ] ( ص مرکب ) توئی درون توئی.با توهای بسیار: جامه تودرتو؛ تابرتا. لابرلا. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || که بیکدیگر در وراه دارد: اطاقهای تودرتو؛ که بیکدیگر در دارند. که هر یک را به دیگر راه و در است. ( یادداشت ایضاً ).
- تودرتو کردن؛ به قصد فریب، مخلوط و درهم کردن چنانکه حسابی را: تودرتو کردن حسابی؛ به قصد نفع نامشروع حسابها را درهم و پیچیده کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تو شود.

فرهنگ معین

(دَ ) (ق مر. ) ۱ - لا به لا، داخل هم. ۲ - پی در پی، دنبال یکدیگر.

فرهنگ عمید

= تو tu * توبرتو

فرهنگ فارسی

۱ - لابلا ته برته. ۲ - پی درپی دنبال یکدیگر. ۳ - هزار خان. گوسفند. ۴ - ( صفت ) سر در خود. ۵ - حرام توشه.
توئی درون توئی ٠ با توهای بسیار ٠ یا که به یکدیگر در و راه دارد ٠

جمله سازی با تو در تو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هزار و یک شب از رستهٔ کتاب‌های جامع الحکایات و ادبیات تو در تو شامل داستان‌های دنباله‌دار، داستان بلند و بسیاری داستان کوتاه و ده‌ها داستان خطی و جمعاً ۲۴۴ قصهٔ کلاسیک است.

💡 دستگاه شامل یک فیلتر پلاستیکی دو سیلندر پلاستیکی تو در تو است

💡 گفتم مکن شتاب و زمانی درنگ دار تا جان خویش بهر تو در توشه آورم

💡 کد فشرده کنترلی شامل چیزهایی مانند پرش‌های تو در تو که اغلب در هسته سیستم عامل به صورت متناوب رخ دهد، می‌باشد.

💡 نشان نداد کس از رهروان وادی فقر که گم شدند درین کوچه بسکه تو در توست

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز