تلفت

لغت نامه دهخدا

تلفت. [ ت َ ل َف ْ ف ُ ] ( ع مص ) نیک برگشته نگریستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). روی برگرداندن از چیزی. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(تَ لُ فّ ) [ ع. ] (مص ل. ) نیک نگریستن، به چپ و راست نگاه کردن، خیره شدن.

فرهنگ فارسی

نیک برگشته نگریستن. روی برگرداندن از چیزی.

ویکی واژه

نیک نگریستن، به چپ و راست نگاه کردن، خیره شدن.

جمله سازی با تلفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و امّا اصحاب الرأی فانّهم ذهبوا الی انّ المالک اذا لم یکن معها فلا ضمان علیه فیما اتلفت ماشیته لیلا کان او نهارا.

💡 الوان ریش مختلفت را شمرده ام سبز و بنفش، زرد و کبود، ارغوانی است

💡 و قیل: الصَّالِحُونَ اصحاب الخیر و مِنَّا دُونَ ذلِکَ اصحاب الشّرّ کُنَّا طَرائِقَ قِدَداً ای کنّا ذوی مذاهب متفرّقة و ادیان مختلفة. قال الحسن و السدی: الجنّ امثالکم فمنهم قدریّة و مرجئة و رافضة، و یقال: لشریف القوم الطّریقة و الطّریقة المثلی مشایخ البلد. و القدد جمع القدّة و هی الاجناس المختلفة یقال: صار القوم قددا اذا اختلفت حالاتهم و اصلها من القدّ و هو القطع.

💡 وَ لَوْ أَراکَهُمْ کَثِیراً ای علی صورة عرفت انّ الغلبة لهم، ثم اخبرتهم لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ، ای اختلفت کلمتکم فی امر القتال و الفرار. و لکن سلّمکم من الفشل و التّنازع و المخالفة فیما بینکم و قیل: سَلَّمَ ای: عصمکم من العدوّ.

💡 گفتم که شدم خوار و زبون و تلفت گفت از تلف منست عزو شرفت

💡 و لعمری انی اری من هجرک مایرویه الناس من طیران الروح و طوفان نوح و لوکان لی صبرا کصبرا ایوب وطاقه کطاقه یعقوب و حلم کحلم ابراهیم و احتمال کاحتمال شعیب، فما اقدر بعد ذالک علی احتمال فقد و صالک و اشتیاق غره جمالک و ان لم اجمع خصایل النبوه فقد جمعت شمایل الفتوه و علیک بالرحم و المروه؛ ارحم علی بروح فیک قد تلفت بعد الفراق فهذا آخرالرمق

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز