لغت نامه دهخدا
تفی. [ ت َ ] ( اِ ) انجیلی ( در گرگانرود ). رجوع به انجیلی و جنگل شناسی ساعی ص 182 شود.
تفی. [ ت َ ] ( اِ ) انجیلی ( در گرگانرود ). رجوع به انجیلی و جنگل شناسی ساعی ص 182 شود.
( اسم ) انجیلی
تفی (آبنبات). تفی ( به انگلیسی: Taffy ) گونه ای آبنبات است که در ایالات متحده ساخته شده است. این آبنبات معمولاً حاوی شکر، نشاسته ذرت، شربت ذرت، گلیسیرین، آب، کره و نمک است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خورشید چون برآید هر ذره رو نماید نوری دگر بباید ذرات مختفی را
💡 نقش اصلی سریال را اندی ویتفیلد بازی میکرد که به علت بیماری سرطان درگذشت..
💡 به اعتقاد سپهر برین مریدش بود به استفادت برجیس مستفیدش بود
💡 خورشید چون بکسوت ابر است مختفی کمتر برند بهره از آن خلق روزگار
💡 به کوی میکده دی هاتفی بشارت برد که فضل حق گنه مِی کشان به غارت برد
💡 این تعریف و میزان را منتفی و بلا موضوع میداند و برای آب سه خصوصیت قائل است:رنگ، بو و مزه اگر یکی از این سه خصوصیت به واسطه نجاست تغییر کرد قابل استفاده برای طهارت و غسل نمیباشد.