تصانیف
مترادفها
آثار، نوشتهها
لغت نامه دهخدا
تصانیف. [ ت َ ] ( ع اِ )ج ِ تصنیف. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). آنچه از کتابهاتصنیف میشود. ( از اقرب الموارد ). جمع تصنیف است بمعنی کتاب. ( فرهنگ نظام ). آثار و نوشته ها:
بنام قیصران سازم تصانیف
به از ارتنگ چین تنکلوشا.خاقانی.در تصانیف حکما آورده اند که کژدم را ولادت معهود نیست. ( گلستان ). و رجوع به تصنیف شود. || مأخوذ از عربی، کلمات انشایی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تصنیف شود.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص. اِ. ) جِ تصنیف.
فرهنگ عمید
= تصنیف
فرهنگ فارسی
جمع تصنیف
( مصدر اسم ) جمع تصنیف
ویکی واژه
جِ تصنیف.
جمله سازی با تصانیف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در تصانیف حکما آوردهاند که کژدم را ولادت معهود نیست چنان که دیگر حیوانات را بل احشای مادر را بخورند و شکمش را بدرند و راه صحرا گیرند و آن پوستها که در خانه کژدم بینند اثر آن است. باری این نکته پیش بزرگی همیگفتم، گفت دل من بر صدق این سخن گواهی میدهد و جز چنین نتوان بودن در حالت خردی با مادر و پدر چنین معاملت کردهاند، لاجرم در بزرگی چنین مقبلند و محبوب!
💡 نقلست که یک بار جمله تصانیف خود را در آب انداخت خضر علیه السلام آن جمله را بگرفت و بازآورد و گفت: خود را بدین مشغول میدار سخن اوست که گفت: هرگز یک جزو تصنیف نکردهام تا گویند این تصنیف اوست ولیکن چون وقت بر من تنگ شدی مرا بدان تسلی بودی.
💡 نام وی احمدبن محمد سهل بن عطا الادمی البغدادی از علماء مشایخ است و از ظریفان صوفیان، ویرا سخن است نیکو و زبان فصیح در فهم قرآن و کتب دارد بسیار فهم قرآن بر زبان صوفیان، تفسیر قرآن از اول تا آخر بر زبان اشارت، صاحب تصانیف است. صحبت کرده بود با ابراهیم مارستانی و شاگرد او بود و از یاران جنید٭ است.
💡 وی را تصانیف بسیار است و نُکَت و اشارت بدیع و نخست کس از مشایخ این طایفه، از پس خلفای راشدین، که بر منبر شد وی بود. و من کلام وی را سخت دوست دارم که اندر طبع رقیق است و اندر سمع لذیذ و اندر اصل دقیق و اندر عبارت مفید.
💡 خفیفیان تولا به ابی عبداللّه محمدبن خفیف کنند. و وی از کبرای سادات این طایفه بوده است و از عزیزان وقت رضی اللّه عنه و عن جمیع أَسلافهم و عالم به علوم ظاهری و باطنی و وی را تصانیف معروف است اندر فنون علم این طریقت و مناقبش اشهر آن است که کلیت آن احصا توان کرد فی الجمله، مردی عزیز روزگار و عزیز نفس بود و مُعرض از شهوات نفسانی.
💡 ابن خفیف از جمله عارفانی بود که در تألیف و تصنیف آثار علمی و عرفانی پرکار بود. عطار مینویسد در هر چهل روز تصنیفی میساخت در غوامض و دقایق و در علم ظاهر نیز تصانیف بسیار داشت. حدود سی اثر از ابن خفیف برشمردهاند که در علوم مختلف و از جمله دربارهٔ مباحث و مبانی عرفانی نوشته شدهاست.