تصنیف ساز
مترادفها
آهنگساز، آهنگپرداز
لغت نامه دهخدا
تصنیف ساز. [ ت َ ] ( نف مرکب ) کارسرای. حراره گوی. وشاح. زاجل. زجال. مُوَشِّح. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). سازنده سرود و تصنیف. که تصنیف و نواهای موسیقی سازد:
تو شاعر نیستی تصنیف سازی.ایرج میرزا.و رجوع به تصنیف شود.
فرهنگ فارسی
کار سرای
جمله سازی با تصنیف ساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابراین در این دوران تنها کسی را که به عنوان شاعر تصنیف ساز میشناسیم شیداست. افزون بر آن تقریباً ۲۲ تصنیف سروده شده از شیدا در اختیار داریم که از نظر مضامین، زبان شعری و نوع آهنگها دارای مشخصات سبکی خاص شیدا هستند. استادانی نظیر رضوی سروستانی بر ویژگیهای سبکی این نوع تصنیفها تأکید زیادی داشتند.