لغت نامه دهخدا
ترو. [ ت ُ ] ( ص ) شکننده و باریک و دقیق و نازک و تنک. ( ناظم الاطباء ).
ترو. [ ت ْ رِ وْ ] ( اِخ ) به آلمانی تریر. رجوع به تریر شود.
ترو. [ ت ْ رِ وْ ] ( اِخ ) مرکز بخشی در ولایت و یگان واقع در ایالت گارد فرانسه است.
ترو. [ ت ُ ] ( ص ) شکننده و باریک و دقیق و نازک و تنک. ( ناظم الاطباء ).
ترو. [ ت ْ رِ وْ ] ( اِخ ) به آلمانی تریر. رجوع به تریر شود.
ترو. [ ت ْ رِ وْ ] ( اِخ ) مرکز بخشی در ولایت و یگان واقع در ایالت گارد فرانسه است.
مرکز بخشی در ولایت ویگان واقع در ایالت گارد فرانسه است ٠
شهر ترو ( به فرانسوی: Torhout ) در شهرستان بروژ در استان فلاندری غربی در منطقه فلاندری در کشور بلژیک واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو شه را تو دُر شهوار دُرجی مباش آخر کبوتروار، برجی
💡 خواست ترویج صنایع را و تکمیل بدایع از پی تصویب بدع و سکر صنعت درآمد
💡 آزولا حداقل هزار سال است که در شالیزارها به همراه برنج کشت میشود. این گیاه اثرات مثبتی در افزایش و به ثبات رساندن نیتروژن خاک دارد. این گیاه همچنین در کنترل و کاهش میزان علوفه هرز در شالیزارها نقش دارد. این گیاه همچنین با جلوگیری از به سطح آمدن لارو از تکثیر مگس در شالیزار جلو گیری میکند.
💡 ز شرم سرو که بر پا ستاده بر لب جو سپید چادر بر سر کشیده نسترون
💡 این از آنست که کعبه مستروح دوستانست، و آرام گاه مشتاقان، و خدای را عز و جل در زمین چهار چیز است که سلوت و سکون دوستان وی بآن چهار چیز است: الکعبة و علیها طلاوة الوقار، و القران و علیه بهاؤه، و السلطان و علیه ظله، و المؤمن و فیه نوره.
💡 به گزارش شبکههای اجتماعی حداقل ۴۰۰ کارگر پیمانکاری در پتروشیمی «مارون» در ماهشهر از روز پنجشنبه ۱۷ اسفند، دست به اعتصاب زدند. بر اساس خبر شبکههای اجتماعی، این اعتصاب در اعتراض به عدم پرداخت ۴ ماه دستمزد کارگران برپا شده است.