لغت نامه دهخدا
ترشحات. [ ت َ رَش ْ ش ُ ] ( ع اِ ) ج ِترشح. تراوشها. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ترشح شود.
ترشحات. [ ت َ رَش ْ ش ُ ] ( ع اِ ) ج ِترشح. تراوشها. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ترشح شود.
( مصدراسم ) جمع ترشح ترشحات معده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علت دیگر آ اسپرمیا انسداد مجاری انزالی میباشد که منجر به فقدان کامل یا کاهش حجم مایع منی (کمنطفگی) میشود. در این شرایط مایع منی فقط از ترشحات غدد ضمیمه پروستات پایین وروردی مجرای انزالی، تشکیل میشود.
💡 بهطور کلی برای کنترل و پیشگیری از بیماری آموزش توده مردم در رابطه با منبع بیماری، دفن ترشحات، جفت و پردههای جنینی دامها، محدود کردن تردد به دامداریهای آلوده و آزمایشگاهها و استفاده از شیر پاستوریزه و فراوردههای پاستوریزه آن توصیه میشود.
💡 مرد میتواند تمام عضلات اندامهای جنسی خود را شل کند و تحریک آلت را متوقف نماید. شلکردن عضلات در این حالت، دریچههای مجرای انزال منی را بسته نگه دارد و علیرغم تولید ترشحات توسط غدد، انزال صورت نمیگیرد.