لغت نامه دهخدا
دیپلماتی. [ ل ُ ] ( ص نسبی ) ( مأمورین... ) دیپلمات. گروهی از مستخدمین دولت هستند که عهده دار امور دیپلوماسی و تنظیم اداره آن و روابط دولت با دولتهای دیگر می باشند. ( دائرة المعارف فارسی ). رجوع به دیپلماسی شود.
دیپلماتی. [ ل ُ ] ( ص نسبی ) ( مأمورین... ) دیپلمات. گروهی از مستخدمین دولت هستند که عهده دار امور دیپلوماسی و تنظیم اداره آن و روابط دولت با دولتهای دیگر می باشند. ( دائرة المعارف فارسی ). رجوع به دیپلماسی شود.
{diplomatic} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مربوط به دیپلماسی
مربوط به دیپلماسی.
💡 بر اساس «ماده ۲۲» کنوانسیون وین، اماکن دیپلماتیک و کنسولی و هیئتهای دیپلماتیک، دارای «مصونیت سیاسی» هستند و از این روی، پلیس و نیروهای امنیتی کشور میزبان نمیتواند وارد محدوده دیپلماتیک کشور دیگری شوند و نمایندگان یا کارگزاران دولت میزبان تنها با اجازه سفیر و در غیاب سفیر، رئیس هیئت نمایندگی، حق ورود به این محدوده را دارند.
💡 باراک اوباما، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا دستور تعطیلی سفارت لیبی در واشینگتن دی.سی. و همچنین سفارت ایالات متحده آمریکا در طرابلس را صادر کرد، اما میگوید که آمریکا به طور کامل با لیبی قطع رابطه دیپلماتیک نکردهاست. دولت آمریکا همچنین اعلام کرده که اعضای سفارتخانه لیبی را دیگر به عنوان «دیپلمات» به رسمیت نمیشناسد. بیبیسی فارسی