لغت نامه دهخدا
دریافتی. [ دَرْ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) دریافته شده. مأخوذ. گرفته شده. دریافت شده. || آنچه تاجر از دیگران می گیرد و به حساب خود میبرد. ( لغات فرهنگستان ). مقابل پرداختی: وجه دریافتی من فلان مبلغ است.
دریافتی. [ دَرْ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) دریافته شده. مأخوذ. گرفته شده. دریافت شده. || آنچه تاجر از دیگران می گیرد و به حساب خود میبرد. ( لغات فرهنگستان ). مقابل پرداختی: وجه دریافتی من فلان مبلغ است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگرنه عدل تو دریافتی و شاق ستم بداده بود بتاراج خانمان جهان
💡 ورای پایهٔ عقل است، طور عاشقی ورنه کجا دریافتی مجنون، کمال حُسن لیلی را؟
💡 با افزایش انرژی دریافتی از صفحات خورشیدی، تیم تصمیم گرفت تا اسپیریت را به بالای تپه هاسبند هدایت کند.
💡 خسرو اگر عهد تو دریافتی دل به تو دادی که تو شیرینتری
💡 هر آن دقیقه که دریافتی ز عمر از تست که می شود نفس رفته را ضمان دریاب
💡 اگر وصال محبت نشد نصیب بدوران همین بس است که دریافتی وصال محبت