گل فروشی
مترادفها
گلفروشی
لغت نامه دهخدا
گل فروشی. [ گ ُ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل گل فروختن.
فرهنگ معین
( ~. فُ ) (اِ. ) ۱ - عمل فروختن گل. ۲ - فروشگاهی که در آن گل می فروشند.
فرهنگ فارسی
۱ - عمل و شغل گل فروش. ۲ - ( اسم ) مغاز. گل فروش.
ویکی واژه
گلفروشی
مرتبط با گل فروش، عمل و شغل گلفروشی، جایی که در آن گل میفروشند. فروختن گل.
فروشگاهی که در آن گل میفروشند.
جمله سازی با گل فروشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سر بازار حسنش گل خریداری نیافت گرچه چندین گل فروشی گل درین بازار کرد
💡 خنده گل بنده چاک گریبان کسی گل فروشی های خندان نمایان تازه تر؟
💡 امشب زمی چو مجلس دلدار گرم شد بازار گل فروشی رخسار گرم شد
💡 من تصمیم گرفتم برای مراسم سالگرد ازدواج همسرم، از زیباترین گلهای موجود در گل فروشی محله، یک دسته گل بزرگ و رنگارنگ تهیه کنم.
💡 گل فروشی کوچک سر کوچه همیشه با رایحه دلنشین گلهای تازه و رزهای قرمز، گذرانان را به سمت خود برای خرید میکشاند.
💡 در روزهای خاص مانند روز مادر، گل فروشیهای شهر بسیار شلوغ میشوند و مردم برای تهیه هدیه مناسب به سرعت به آنجا میروند.