لغت نامه دهخدا
نایابی. ( حامص مرکب ) قلت. کمیابی. ( ناظم الاطباء ). نایاب بودن.
نایابی. ( حامص مرکب ) قلت. کمیابی. ( ناظم الاطباء ). نایاب بودن.
۱ - یافت نشدن.۲ - کمیابی ندرت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرم نایابی مطلب عرقیساز نکرد تا ره کوشش مقصدطلبان گل میداشت
💡 درد نایابی و نادانی «نظیری » مشکل است غیر خاموشی ندیدم هیچ درمانی دگر
💡 گداختیم ز دود خمار نایابی به یک دو جرعه کس آبی نزد به اخگر ما
💡 بیدل دل هر ذره تپشخانهٔ آهیست نایابی مطلب چقدر درد طلب داشت
💡 طبع در نایابی مطلب سراپا شکوه است تا بود از می تهی لبریز فریادست جام
💡 ز نایابی در وصل تو قیمت یابتر گردد محیط حسن را هرچند طوفان خیزتر سازی