مربوط

لغت نامه دهخدا

مربوط. [ م َ ] ( ع ص ) بسته. ( منتهی الارب ). محکم کرده و بسته شده. ( از اقرب الموارد ). بند کرده شده. || متعلق. منسوب. ( ناظم الاطباء ). وابسته. ربط داده شده.
- مربوط بودن با کسی؛ با او پیوستگی یا دوستی یا آمد و رفت داشتن. با وی در ارتباط بودن. با او رابطه داشتن: در قزوین با خواجه افضل ترکه مختلط و مربوط بود. ( عالم آراء از فرهنگ فارسی معین ).
- مربوط بودن کاری یا سخنی به کسی؛ متعلق بدو بودن. او را در آن کار سهمی و نفعی بودن. او را در آن امر حقی و دخلی بودن.
- مربوط کردن؛ ربط دادن. بهم پیوستن.
|| مرتب. ( ناظم الاطباء ). بهم پیوسته. مرتبط با هم. دارای رابطه و پیوند.
- سخن مربوط؛ سخنی که مبتدا و خبرش معلوم و مرتب و منظم باشد. مقابل سخن نامربوط که در آن موضوع ها بهم ربطی ندارند و کنایه از پرت و پلا و جفنگ و بی معنی است.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) بسته شده، وابسته، دارای پیوند.

فرهنگ عمید

بسته شده، وابسته، بربسته.

فرهنگ فارسی

بسته شده، وابسته
( اسم ) ربط داده شده بسته شده وابسته. یا مربوط بودن با کسی. با او رابطه و معاشرت داشتن: در قزوین با خواجه افضل تر که مختلط و مربوط بود. یا مربوط بودن چیزی بکسی. باو ربط داشتن آن حق داشتن وی بمداخل. در آن.

ویکی واژه

relativo
addetto
بسته شده، وابسته، دارای پیوند.
‍‍

جمله سازی با مربوط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مربوط شد به عالم انسانیت یقین با اهل عشق یافت هر آن کس که ارتباط

💡 می کشد ربطت به مربوط الیه ان هذا الربط موقوف علیه

💡 سری به صحبت اهل زمانه نیست مرا بود چو دایره دایم سرم به پا مربوط

💡 تا نمیری به ارادت نشوی حیّ ابد کین سعادت شده با موت ارادت مربوط

💡 به هم لفظ و معنی چو شیر و شکر غریبان و مربوط با یکدگر

💡 از میمنت صلح شود خاک بهم وصل مردم همه مربوط و جوانان همه مأنوس

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز