فرهنگ عمید
۱. غارت گر.
۲. غارت شده، چیزی که از طریق غارت به دست آمده باشد.
۱. غارت گر.
۲. غارت شده، چیزی که از طریق غارت به دست آمده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر خزان غارتی مر باغ را بیبرگ کرد عدل سلطان بهار آمد برای فتح باب
💡 غارتی را عادتی کردند بزازان ما در دکان دارند ازین معنی به خرواران همه
💡 آتش می درزد اندر عالم زهد و صلاح لشکرش را غارتی بر ساخت ز اسب و زین ما
💡 هر غارتی که از حرم شاه برده بود تسلیم شاهزاده بیاقربا نمود
💡 ای سینه دل بغمزه آن ترک مست رفت یغمائیان زملک تو بردند غارتی
💡 ز جهان روح جانها چو اسیر آب و گل شد تو ز دار حرب گلشان برهان و غارتی کن