طاقین. ( اِ ) قبای دوتائی. ( دیوان البسه نظام قاری ):
اینکه در دکانها آورده اند
صوف طاقین مربع بیشمار.نظام قاری ( دیوان البسه ).تنم تا یافت در بر صوف طاقین
سر چتر و دل خارا ندارد.نظام قاری ( دیوان البسه ).قدِ صوف زاغکی بین بر صوف سبز طاقین
سر همسری طوطی عجب اینکه زاغ دارد.نظام قاری ( دیوان البسه ).نظامی صوف طاقین است و سعدی جامه دیبا.
مرقع را شمر قاری و شرب زرفشان سلمان.نظام قاری ( دیوان البسه ). || طاقی. نوعی از کلاه. طاقیه:
ور در خور اقبال تو خدمت کندی چرخ
هستی سر او را سم اسبان تو طاقین.معزی.
(قِ ) (ص نسب. اِ. ) ۱ - نوعی کلاه، طاقی. ۲ - قبای دوتایی.
( صفت اسم ) نوعی کلاه طاقی. ۲ - قبای دوتایی.
نوعی کلاه، طاقی.
قبای دوتایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظامی صوف طاقینست و سعدی جامه دیبا مرقع را شمر قاری و شرب زرفشان سلمان
💡 نیشکر ذات النطاقین بید همچون ذوالیدین نارون چون ذوالعمامه یاسمن ذات الخمار
💡 این که درد کانها آورده اند صوف و طاقین مربع بیشمار
💡 چو طاقین که از جامها اوست طاق چو سته عشر نامدار عراق
💡 دوشم جوابی آمد از خواجه عراقین کم خون گریست اعضا چون صاحب نطاقین
💡 تنم تا یافت در بر صوف طاقین سر حبر و دل خارا ندارد