صحبتی

لغت نامه دهخدا

صحبتی. [ ص ُ ب َ ] ( ص نسبی ) هم صحبت. همنشین:
عمریست که ما صحبتی غم شده ایم
سرمایه رشک اهل عالم شده ایم
باقر! من و غم جدا نگردیم ز هم
افیونی آشنائی هم شده ایم.باقرکاشی ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (ص نسب. ) همدم، هم صحبت.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به صحبت هم صحبت همنشین: عمریست که ما هم صحبت غم شده ایم

ویکی واژه

همدم، هم صحبت.

جمله سازی با صحبتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من و همصحبتیِ اهلِ ریا دورَم باد از گرانانِ جهان، رَطلِ گران ما را بس

💡 سیاست‌های هیتلر ضمناً باعث مرگ نزدیک به ۲ میلیون شهروند لهستانی غیریهودی، بیش از ۳ میلیون اسیر اهل شوروی، کمونیست و سایر رقبای سیاسی، همجنس‌گرا و افرادی دارای معلولیت جسمی و ذهنی، شاهدان یهوه، ادونتیسم و اعضای اتحادیه‌های صنفی نیز شد. هیتلر به صورت عمومی دربارهٔ این کشتارها صحبتی نکرد و به نظر می‌رسد که هرگز از یک اردوگاه کار اجباری هم بازدید نکرده باشد.

💡 صحبتی تنگ است جامی جان و دل را در غمش عقل محرم نیست گو تا یک زمان بیرون بود

💡 دل عاشق به فکر سینه پر خون نمی افتد که در هر حلقه آن زلف دام صحبتی دارد

💡 دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در بعد از ظهر روز ۲۹ مه در کنفرانسی که در کاخ سفید برگزار شد، هیچ صحبتی از مرگ جرج فلوید، اعتراض‌ها، شورش‌ها و درگیری خودش با توییتر نکرد و حتی برخلاف رویهٔ سابق، به هیچ خبرنگاری هم اجازهٔ پرسش نداد.

💡 برادر کوچکترش بیژن (۱۳۸۰–۱۳۱۶) نیز یک هفته پس از فوت ثریا، فوت می‌کند. وی گفته بود: «بعد از او، من هم‌صحبتی ندارم.»