شورچشم. [ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) کسی که نظر او به چیزها ضرر رساند و مردم را بیمار نماید. ( غیاث )( آنندراج ). بدچشم. که چشمش زود به مردم اثر کند و بتازی عَیون گویند. ( رشیدی ). کسی که نظر و نگاه وی ازروی بدی و حسادت باشد و مورث ضرر و اذیت مردم گردد.( ناظم الاطباء ). که چشم زخم رساند. ( یادداشت مؤلف ). نحس چشم. ( انجمن آرا ). آنکه از نظرش به کسی یا چیزی زیان وارد آید. ( فرهنگ فارسی معین ). عَیون. ( نصاب ).
(چَ یا چِ ) (ص مر. ) کسی که از نگاه و نظرش به کسی یا چیزی زیان برسد.
ویژگی آن که از نگاه و نظرش ضرر و زیانی به کسی یا چیزی وارد می شود.
آنکه ازنظرش ضرروزیانی بکسی یاچیزی واردشود
( صفت ) آن که از نظرش به کسی یا چیزی زیان وارد آید.
کسی که از نگاه و نظرش به کسی یا چیزی زیان برسد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آگاش یا اگاس برپایه اسطورههای مزدیسنا دیوی است شورچشم که مردم را چشم میزند.
💡 کمالِ فقر همین بس که ایمن است فقیر ز شورچشمیِ بدخواه از پریشانی
💡 تلخ شد بر شورچشمان خواب، تا بادام کرد بستر و بالین خود را شکرین از چشم پاک
💡 طفل اشکم ز شورچشمی خلق بر زمین تا نشسته، در خاک است
💡 ز شورچشمی ادبار غافل افتاده است سبکسری که به اقبال شادمان گردد