سیاه دل
مترادفها
کینهتوز، بدذات، سنگدل
متضادها
سپید دل، پاک دل
لغت نامه دهخدا
سیاه دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) بدخواه. بداندیش. بدطینت. ( ناظم الاطباء ). سیه درون. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(دِ ) (ص مر. ) بدگمان.
فرهنگ عمید
تیره دل، بد دل، بد گمان.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - تیره دل قسی. ۲ - بد گمان ظنین.
ویکی واژه
بدگمان.
جمله سازی با سیاه دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حرفی رقم نشد که دوات سیاه دل انگشت حیرتش ز قلم در دهان نماند
💡 با خون دل بساز که چرخ سیاه دل بی خون به لاله سوخته نانی نمی دهد
💡 نظر ز دیدن من همچو دود می پوشند مس سیاه دلان را اگر چه اکسیرم
💡 متاب روی ز خواجو که زلف هندویت بخورد خون دل ریشش از سیاه دلی
💡 زاغ سیاه دل را، بر در نهاد بلبل چون دید دمّ طاوس، گشته پر حواصل
💡 در بوم این سیاه دلان جغد می شویم ورنه همای گوشه ویرانه خودیم