سالانه

لغت نامه دهخدا

سالانه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) منسوب بسال. و هر سال و سالیانه. ( ناظم الاطباء ). در هر سال. ( استینگاس ). رجوع به سال شود.

فرهنگ معین

(نِ ) (ص. ) ۱ - آن چه که یک بار در سال صورت گیرد. ۲ - سالیانه.

فرهنگ عمید

۱. مربوط به سال.
۲. ویژگی کاری که در طول یک سال یک بار انجام شود.
۳. ویژگی آنچه در طی یک سال به طور مداوم انجام شود.
۴. (قید ) هر سال.

فرهنگ فارسی

سالیانه، هرسال، سالی یکبار، سال بسال، منسوب سال
( صفت ) ۱ - مربوط به سال آنچه که در هر یک سال یک بار منعقد میشود: [[ جشن سالانه دبستان... ]]. ۲ - مجلس تذکری که در روز وفات عزیزی منعقد کنند. ۳ - بهر سال در هر سال.

ویکی واژه

آن چه که یک بار در سال صورت گیرد.
سالیانه.

جمله سازی با سالانه

💡 این سازمان دولتی بین‌المللی که به اکتشاف فضا و فضانوردی اختصاص داده شده دارای ۲۲ کشور عضو است. آژانس فضایی اروپا در سال ۱۹۷۵ تأسیس شده و مرکز آن در پاریس، فرانسه و دارای حدود ۲۲۰۰ کارمند در سراسر جهان در سال ۲۰۱۸ با بودجه سالانه حدود ۴/۹ میلیارد یورو در سال ۲۰۲۳ می‌باشد.

💡 در دهه ۱۹۷۰ نیسان صادرات خودروهای خود را به ایالات متحده ادامه داد و بازاری برای خود فراهم کرد، که با فروش سالانه بیش از ۲۵۵ هزار دستگاه خودرو در سال ۱۹۷۱ ادامه یافت، ولی بحران عظیم سوخت در ایالات متحده آمریکا به عنوان یک کشور مصرفی باعث شد، که این کشور درخواست خودروهای کوچک‌تر، ارزان‌تر و با سوخت مناسب‌تری که همانند محصولات نیسان، هوندا و تویوتا بود، را بدهد.

💡 و در زمستان منفی ۳۸ درجه و در تابستان ۳۶ درجه بالای صفر می‌شود. میزان بارندگی سالانه می‌تواند تا ۷۰۰ میلی‌متر (۲۸ اینچ) برسد.

💡 از طرفی از باغ های وسیع انگور این روستا سالانه میزان زیادی محصولات انگور، کشمش و شیره انگور تهیه می شود.

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
سربسته یعنی چه؟
سربسته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز