واژه «زندانبان» به فردی گفته میشود که مسئول نگهداری، مراقبت و اداره امور زندان است و وظیفه دارد بر وضعیت زندانیان نظارت کند و نظم و امنیت محیط زندان را برقرار سازد. این واژه در اصل از ترکیب «زندان» و «بان» ساخته شده است و «بان» در زبان فارسی به معنای نگهبان و محافظ به کار میرود. بنابراین زندانبان در معنای کلی به معنای نگهبان زندان یا فردی است که وظیفه پاسداری از زندانیان و کنترل فضای زندان را بر عهده دارد. در ساختار اداری و قضایی، زندانبان یکی از کارکنان نظام زندانها محسوب میشود که زیر نظر مسئولان بالاتر فعالیت میکند. این فرد باید قوانین و مقررات مربوط به زندان را اجرا کرده و از فرار، درگیری یا بینظمی جلوگیری کند. همچنین او در ارتباط مستقیم با زندانیان قرار دارد و وظیفه دارد شرایط نگهداری آنان را طبق ضوابط تعیینشده مدیریت کند. در متون ادبی و تاریخی نیز این واژه برای اشاره به نگهبان یا مراقب زندان به کار رفته است. گاهی زندانبان علاوه بر وظایف امنیتی، مسئول انتقال دستورات اداری و نظارت بر رفتار زندانیان نیز بوده است. این شغل نیازمند دقت، مسئولیتپذیری و توانایی کنترل شرایط حساس است. به طور کلی، این کلمه به فردی اطلاق میشود که مسئولیت اصلی او حفظ نظم و امنیت در محیط زندان و مراقبت از زندانیان است.
زندانبان
فرهنگ معین
( ~. ) (ص مر. ) نگهبان زندان.
فرهنگ عمید
نگهبان زندان، مٲمور نگهبانی و نگه داری از زندانیان.
فرهنگ فارسی
نگهبان زندان، مامورنگاهداری اززندانیان
( صفت ) آنکه در محبس مامور نگهبانی محبوسان است نگاهبان زندان.
ویکی واژه
نگهبان زندان.
Jailor
جمله سازی با زندانبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوش زندانبان بگشاد در و با من گفت مژده ای خواجه که امروز گل سرخ شکفت
💡 چو در زندان گرفت از جنبش آرام به زندانبان زلیخا داد پیغام
💡 وگر بخواهد نعش پسر ز زندانبان پدر به زندان گردد بدین گنه مسجون
💡 چونکه زندانبان بدید آن حال و کار پیشش آمد آنگهی بگریست زار
💡 چونکه زندانبان برفت آن مرد دین در مناجات آمد آن مرد یقین