لغت نامه دهخدا
رماندن. [ رَ دَ ] ( مص ) رم دادن. رمانیدن. تنفیر. تار کردن. تار و مار کردن. رجوع به رمانیدن شود.
رماندن. [ رَ دَ ] ( مص ) رم دادن. رمانیدن. تنفیر. تار کردن. تار و مار کردن. رجوع به رمانیدن شود.
(رَ دَ )(مص م. )۱ - ترساندن، گریزاندن. ۲ - متنفر ساختن.
رم دادن، ترساندن و گریزاندن.
رم دادن، ترسانیدن وگریزان، رماننده، رم داده شده
( مصدر ) ۱ - رم دادن گریزاندن. ۲ - متنفر ساختن.
رم دادن رمانیدن تنفیر تار کردن
[ویکی فقه] ترساندن و رم دادن را رماندن گویند. عنوان یاد شده در باب حج به کار رفته است.
اگر مُحرم در حرم یا غیر حرم و نیز غیر مُحرم در حرم صیدی را رم دهد و حیوان بر اثر آن تلف شود، ضامن است؛ لیکن چنانچه صید پس از رمیدن به محل خود باز گردد و پس از آن تلف شود، رم دهنده ضامن نیست.
رماندن کبوتران حرم
بنابر قول مشهور، کسی که کبوتران حرم را رم داده، در صورتی که کبوتران به محل خود بازگردند، در ازای همه باید یک گوسفند کفاره دهد و اگر به محل خود باز نگردند، در ازای هر کبوتر باید یک گوسفند کفّاره بدهد.
← رماندن یک کبوتر
۱. ↑ جواهر الکلام، نجفی جواهری، محمد حسن، ج۲۰، ص۲۸۸.
...
ترساندن، گریزاندن.
متنفر ساختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ قالَ الَّذِینَ آمَنُوا، و گرویدگان گویند،، إِنَّ الْخاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ، زیانکاران ایشانند که از خویشتن و کسان خویش درماندند، أَلا إِنَّ الظَّالِمِینَ فِی عَذابٍ مُقِیمٍ (۴۰) آگاه باشید که کافران در عذابیاند پاینده و همیشگی.
💡 یارب آنها که رماندند ز تو طایر روح جای آن مرغ به سر منزل عقبا دادند
💡 به گزارش علی بن ابراهیم قمی، ۱۴ تن از منافقان پس از حجة الوداع به سال دهم ق. همدست شدند تا پیامبر را در مسیر مکه به مدینه در عقبه هرشی، میان جحفه و ابواء، بکشند. هفت تن از سوی راست عقبه و هفت تن نیز از سوی چپ به قصد رماندن شتر او پیش آمدند. رسول خدا با گزارش جبرئیل از توطئه آنها آگاه شد و چون نامهای ایشان را بر زبان جاری ساخت، فرار کردند و پنهان شدند. در پی کتمان آنان، آیه ۷۴ توبه نازل شد.
💡 انْظُرْ کَیْفَ ضَرَبُوا لَکَ الْأَمْثالَ این شگفت نگر که چون ترا مثلها زدند، فَضَلُّوا که درماندند. فَلا یَسْتَطِیعُونَ سَبِیلًا (۹) و راه نیافتند.
💡 چون بزد صوفی به جد در چاشتگاه هر دو درماندند نه حیلت نه راه
💡 همان نامه بنمود و برخواندند بزرگان به اندیشه درماندند