دربه

لغت نامه دهخدا

دربه. [ دَب َ / ب ِ ] ( اِ ) پارچه و پینه که بر جامه دوزند. ( برهان ). پینه و درپی و پاره ای که بر جامه جز آن دوزند.( ناظم الاطباء ). درپه. درپی. وصله. رقعه:
زبس دربه که زد بر خرقه خویش
ز سنگینی بدی هفتاد من بیش.شمس کوتوالی.رجوع به درپه و در پی شود.
دربه. [ دَ ب ِ ]( اِخ ) دهی است از دهستان سوسن بخش ایذه شهرستان اهواز، واقع در 24هزارگزی شمال ایذه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ معین

(دُ بِ یا بَ ) [ ع. دربة ] ۱ - (مص م. ) آزمودن، آزمایش کردن. ۲ - (اِمص. ) کار آزمودگی، خیرگی. ۳ - خو گرفتگی.

فرهنگ عمید

= درپی

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) آزمودن آزمایش کردن. ۲ - ( اسم ) کار آزمودگی خبرگی. ۳ - خو گرفتگی.
دهی است از دهستان سوسن بخش ایذه شهرستان اهواز واقع در ۲۴ هزار گزی شمال ایذه. آب آن از چشمه و راه آن ماشین رو است.

ویکی واژه

دربة
آزمودن، آزمایش کردن.
کار آزمودگی، خیرگی.
خو گرفتگی.

جمله سازی با دربه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیل راحتهاست کسب اعتبارات جهان خانهٔ آیینه را هم دربه‌در می‌دارد آب

💡 نیم چو مهر پریشان‌نظر، نمی‌دانم چو نور مهر، چرا کوبه‌کو و دربه‌درم؟

💡 ز قید و بند جهان فرخی بود آزاد که رند دربه‌در و از علاقه رسته ماست

💡 شهریارا غم آوارگی و دربه‌دری شورها در دلم انگیخته چون نوسفران

💡 از اینکه دربه‌دری، پیش دوست جای نداری! ز خلق می‌طلبی نان، مگر خدای نداری؟!

💡 گفتی: چه کسانند اسیران ره عشق ماتم‌زده سوخته دربه‌دری چند

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز