ییلاقی

مترادف‌ها

ییلاقی، تابستانی

متضادها

زمستانی

لغت نامه دهخدا

ییلاقی. [ ی َی ْ / ی ِی ْ ] ( ص نسبی ) منسوب به ییلاق: هوای ییلاقی، خانه ییلاقی. ( یادداشت مؤلف ):
کاکل از مه شد عذار ساقیان سردمهر
آب و آتش بر رخ گلهای ییلاقی فشاند.مسیح کاشی ( از آنندراج ).رجوع به ییلاق شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به ییلاق: هوای ییلاقی خانه ییلاقی

جمله سازی با ییلاقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 داستان دختری است به اسم لوسی که در سفر فلورانس، با پسر جوانی به اسم جورج آشنا می‌شود ولی پس از اقامت کوتاهش در فلورانس به خانه ییلاقی‌شان در انگلستان، پیش مادر و برادرش، فردی برمی‌گردد. پس از مدتی، جوانی به نام سیسل با بازی دنیل دی لوییس، به لوسی پیشنهاد ازدواج می‌دهد و لوسی هم قبول می‌کند ولی قبل از ازدواجشان، سر و کلهٔ جورج پیدا می‌شود که همین موضوع در تصمیم ازدواج لوسی خلل ایجاد می‌کند.[۱]

💡 در حال حاضر جمعیت این روستا حدود۶۸۰۰ نفر است. این روستا یکی از زیباترین مناطق ییلاقی استان البرز است.

💡 آب و هوای ییلاقی و خنک این منطقه باعث شده است که بسیاری از ساکنان شهر برای گذراندن تعطیلات تابستان به اینجا روی بیاورند.

💡 خانه‌های ییلاقی با معماری سنتی و استفاده از مواد طبیعی، هماهنگی بسیار خوبی با محیط زیست اطراف خود دارند و بسیار دیدنی هستند.

💡 تجربه‌ی زندگی در یک محیط ییلاقی و دوری از هیاهوی شهر، می‌تواند تاثیر بسیار مثبتی بر سلامت روان و آرامش ذهنی افراد داشته باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران