یک گره

لغت نامه دهخدا

یک گره. [ ی َ / ی ِ گ ِ رِه ْ ] ( ص مرکب )کنایه از موافق و مثل و مانند هم و متفق باشد. ( آنندراج ) ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). یک رای. یکدل. یک زبان.

فرهنگ معین

( ~. گِ رِ ) (ص مر. ) هم پیمان، متحد.

فرهنگ عمید

متحد، متفق، هم عهد، هم پیمان.

فرهنگ فارسی

کنایه از موافق و مثل و مانند هم و متفق باشد رای

جمله سازی با یک گره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تقویم به صورت یک درخت دودویی مرتب می‌شود که هر گره نشان دهندهٔ یک بازهٔ زمانی مشخص است. بازهٔ زمانی یک گره والد برابر اجتماع بازه‌های زمانی تمام فرزندانش است.

💡 ز زلفت یک گره بگشا، نه از بهر دلم، لیکن خلاصی از پی مشتی گرفتار آرزو دارم

💡 تا زکارم یک گره نگشاید از سر پنجه ای هر کرا دستی به ناخن کرده ای نی آسمان

💡 در علوم رایانه، جستجو فرینگ، یک الگوریتم پیمایش گراف است که کم هزینه‌ترین مسیر از گره معلوم تا یک گره مقصد را می‌دهد.

💡 در درخت بی داده‌ها می‌توانند در برگ‌ها یا گره‌های میانی ذخیره شوند. اما در درخت بی‌پلاس، تمام داده‌ها در برگ‌ها ذخیره می‌شوند و یک گره توانایی نگهداری چند داده به جای یک داده هم دارد.

💡 تار زلفت گر چو بخت تار با ما یار نیست یک گره کمتر به دور افکن دلم دشوار نیست