یومیه

لغت نامه دهخدا

یومیه. [ ی َ / یُو می ی َ / ی ِ ] ( از ع، ص نسبی، اِ ) روزانه. هرروز. هرروزه. همه روزه. ( یادداشت مؤلف ). روزانه و هرروزی. ( ناظم الاطباء ). || چیزی که هرروز به طور استمرار به کسی می دهند. ( ناظم الاطباء ). میاومة. آنچه مرتب هرروزی از نان و یا پول و جز آن کسی را دهند. آنچه هر روز دهند از مواجب و مزد و مانند آن. ( یادداشت مؤلف ).
- اخراجات یومیه؛ خرجهای هرروزی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(یُ یِ ) [ ع - فا. ] (ق. ) روزانه، مخارج روزانه.

فرهنگ فارسی

روزانه مخارج یومیه.

جمله سازی با یومیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تسبیحات فاطمه زهرا ذکری است که مسلمانان معمولاً پس از هریک از نمازهای یومیه می‌گویند و برای شمارش آن از تسبیح استفاده می‌شود. باور بر این است که این ذکرها توسط محمد به دخترش فاطمه یاد داده شدند.

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز