فرهنگ معین
(یَّ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) قصد کردن، آهنگ کردن..
(یَّ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) قصد کردن، آهنگ کردن..
( مصدر ) قصد کردن آهنگ کردن: (( ملک در سجد. آدم زمین بوس تونیت کرد که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی ) ) ( حافظ. ۳۳۶ )
قصد کردن، آهنگ کردن..
💡 بپوشید آن لوا را در صفاهان بدانش تهنیت کردند شاهان
💡 شیخ الاسلام گفت: که کنیت ابوالادیان ابوالحسن است نام علی ابوالادیان است، کنیت کردند که در همه کیشها مناظره کردی و ایشان را بشکستی. حکایت مناظره کردن وی با جهود، و در آتش شدن و آتش بپای همه خاکستر کردند القصه.