مأموریت
کلمه «مأموریت» به معنای انجام دادن کاری مشخص و هدفمند است که از طرف فرد، سازمان یا نهادی به کسی واگذار میشود و معمولاً با مسئولیت، تعهد و چارچوب معینی همراه است. این واژه بیشتر در موقعیتهای رسمی، اداری، نظامی و سازمانی به کار میرود و نشاندهنده وظیفهای است که فرد باید آن را طبق دستور یا برنامه تعیینشده انجام دهد. مأموریت میتواند کوتاهمدت یا بلندمدت باشد و برای رسیدن به هدفی خاص تعریف شود. انجام درست مأموریت نیازمند برنامهریزی، تلاش، دقت و پاسخگویی در برابر نتیجه کار است. گاهی مأموریت با اختیارات و امکانات لازم همراه میشود تا فرد بتواند آن را به بهترین شکل اجرا کند. همچنین این مفهوم فقط به امور شغلی محدود نیست و میتواند جنبه انسانی، اجتماعی یا اخلاقی هم داشته باشد. در نهایت، این واژه به معنای پذیرفتن آگاهانه یک مسئولیت برای تحقق هدفی مشخص است.
مترادفها
وظیفه، تکلیف، حکم، کار
لغت نامه دهخدا
مأموریت. [ م َءْ ری ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) حکم و فرمان و امر. || رسالت و اطاعت حکم. ( ناظم الاطباء ). || مأمور شدن.به کاری گماشته شدن. || ( اِ ) کار و وظیفه خاص که انجام دادن آن به عهده کسی واگذار گردد.
فرهنگ معین
( مأموریت ) ( ~. یَّ ) [ ع. ] (اِ. ) کاری که انجام آن از سوی مقامی واگذار و خواسته شده است.
فرهنگ عمید
۱. شغل یا وظیفه ای که از جانب شخص یا سازمانی بر عهدۀ شخص گذاشته می شود.
۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] فرمان بردای، فرمان بردار بودن.
فرهنگ فارسی
۱- مامور شدن. ۲- ( اسم ) وظیفه ای که بعهد. کسی محول شده.
حکم و فرمان و امر
ویکی واژه
کاری که انجام آن از سوی مقامی واگذار و خواسته شده
جمله سازی با مأموریت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مارال هم در یکی از مأموریتهایی که در کنار تایماز (پسرش) انجام میدادند کشته شد و اینگونه داستان آلنی-مارال و داستان خاندان آق اویلرها پایان گرفت.
💡 بیل آندرس در اوت ۱۹۶۹ به ناسا راه یافت. پس از پشتیبانگیری مایکل کالینز در آپولو ۱۱، به همراه لاول برای مأموریت آپولو ۱۳ انتخاب شدند.