لغت نامه دهخدا
گورزا. ( ن مف مرکب ) کوتاه قد. قصیرالقامه. کوتوله. رجوع به فرهنگ نظام شود.
- مثل گورزاها؛ با قدی کوتاه. ( امثال و حکم دهخدا ج 4 ص 1853 ). رجوع به گورزاد شود.
گورزا. ( ن مف مرکب ) کوتاه قد. قصیرالقامه. کوتوله. رجوع به فرهنگ نظام شود.
- مثل گورزاها؛ با قدی کوتاه. ( امثال و حکم دهخدا ج 4 ص 1853 ). رجوع به گورزاد شود.
(ص مف ) = گورزاده: ۱ - در گذشته چون زن آبستنی که زادنش نزدیک بود می مرد، او را در گور می نهادند و شخصی را روی گور می گماشتند و نی یا لوله ای از درون گور به بیرون می گذاشتند تا چون کودک زاده شود صدایش از آن لوله شنیده شود و گور را بشکافند و بیرون آورند.
کسی که رشد بدنش کافی نبوده و قدش کوتاه مانده. این حالت از کمکاری تیروئید و یا بیماری های مادرزادی قلب است، کوتوله.
گورزاد، گورزاده:کوتوله، کسی که رشدبدنش کافی نبوده وقدش کوتاه مانده، که ازکم کاری تیروئیدویابیماری مادرزادی قلب است
۱ - در گذشته چون زن آبستنی که زادنش نزدیک بود می مرد او را رد گور می نهادند و شخصی را روی گور می گماشتند ونی یا لوله ای از درون گور به بیرون می گذاشتند تا چون کودک زاده شود صدایش از آن لوله شنیده شود و گور را بشکافند و بیرون آورند. عامه این کودکان را گورزا می گفتند و معتقد بودند که چنین کودکی کوتاه قد خواهد شد. ۲ - کوتاه قد کوتوله: درخت کوتاهی که مثل گورزا ها رشد نکرده مانده بود دیده میشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرا سارگسی گورزادیان (ارمنی: Արա Սարգսի Գուրզադյան؛ زاده ۱۱ سپتامبر ۱۹۵۳ - درگذشته ۱ دسامبر ۲۰۰۳) نقاش و فیلسوف اهل ارمنستان بود.