زندهبهگوری، به معنای دفن کردن فردی در حالی که هنوز زنده است، به دو صورت عمدی یا تصادفی ممکن است رخ دهد. این عمل میتواند به عنوان نوعی شکنجه، جنایت یا اعدام انجام شود. همچنین، در برخی موارد، ممکن است فرد به طور داوطلبانه و با هدفی خاص مانند فرار یا خودکشی، زنده به گور شود. در مواردی نیز، فرد به اشتباه تصور میشود که فوت کرده و به همین دلیل زنده به گور میشود. زندهبهگوری یکی از بزرگترین ترسهای بشر به شمار میآید و در برخی مواقع، میتواند به مرگ ناگهانی تعداد زیادی از افراد منجر شود. یکی از قدیمیترین نمونههای زندهبهگور کردن که پلوتارک به آن اشاره کرده، مربوط به راهبهای است که نذر کرده بود به مدت سی سال با هیچکس همبستر نشود، اما عهد خود را نقض کرد. او که به مرگ محکوم شده بود، به شیوهای خاص در اتاقکی زیر یک تپه زندهبهگور شد.

زنده به گور
فرهنگ عمید
۲. [مجاز] کسی که با تلخ کامی و ناتوانی در کنجی ساکن باشد.

جملاتی از کلمه زنده به گور
هرکه ز عشق یافت جان یافت حیات جاودان او نه بمیرد ار بمرد زنده به گور میرود
مرده باد آنکه زنان، زنده به گور افکنده
خلق را کرده است زنده به گور مردگان را نموده نبش قبور