کلمهی «گل کاری» در فارسی به معنای کاشت، پرورش و چیدمان گلها در محیطهای مختلف است تا زیبایی و طراوت ایجاد شود. این واژه از ترکیب «گل» و «کاری» ساخته شده و بهطور کلی به هر فعالیتی اشاره دارد که هدف آن استفاده از گل برای تزئین یا بهبود فضای محیطی است. گل کاری میتواند شامل کاشت گلهای طبیعی در باغچه، گلدانها، باغها و فضای سبز شهری باشد و جنبه هنری و دکوراتیو نیز دارد. علاوه بر جنبه کشاورزی، گل کاری بهعنوان یک هنر برای زیباسازی محیطها، مراسمها یا فضاهای داخلی و خارجی بهکار میرود. این هنر شامل انتخاب گلها، ترکیب رنگها، نظمدهی و ایجاد جلوههای بصری زیبا است تا فضایی دلنشین و شاداب پدید آورد. در مکالمات روزمره، این واژه هم به معنی کاشت گل و هم به معنی تزئین محیط با گلها استفاده میشود. این فعالیت گاهی به شکل حرفهای و تخصصی انجام میشود و نیازمند دانش درباره انواع گلها، نیازهای آنها و ترکیب مناسب رنگها است. از نظر معنایی، «گل کاری» با واژههایی مانند باغبانی، تزیین گل، طراحی فضای سبز و دکوراسیون طبیعی نزدیک است. این کلمه نشاندهنده ترکیبی از مهارت عملی و ذوق هنری برای ایجاد محیطی زیبا و دلنشین است.
گل کاری
لغت نامه دهخدا
گل کاری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) نقش و نگار. گل و بوته که بالای جامه و دیوار و مانند آن نمایند. ( آنندراج ):
در نگارندگی و گل کاری
وحی صنعت مراست پنداری.نظامی.|| گل کاشتن. عمل گُل کار.، گلکاری. [ گ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل گلکار. شغل گلکار. طیانت. ( دهار ) ( منتهی الارب ). بنایی.
فرهنگ معین
( ~. ) (اِ. ) ۱ - عمل یا فرایند کاشتن و پرورش گل. ۲ - جایی که در آن گل کاشته اند.
فرهنگ فارسی
۱ - عمل و شغل گل کار کاشتن و عمل آوردن و تربیت گلهای مختلف زینتی در باغ و باغچه و گلدان. ۲ - گل و بوته که روی پارچه دیوار و مانند آن ایجاد کنند نقش و نگار.
ویکی واژه
عمل یا فرایند کاشتن و پرورش گل.
جایی که در آن گل کاشتهاند.
جمله سازی با گل کاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با مه گلکار خود گفتم تو را یاری کنم هر کجا ویرانه داری تو گل کاری کنم
💡 رسید بر لب بام آفتاب زندگیش هنوز خواجه مغرور، (گرم) گل کاری است
💡 شوق تو به گل کاری اشکم چو زند دست آرایش دستار دهد باغ ارم را
💡 یکی را شوق گل کاری به سرهست یکی فکرش همه در جمع زر هست
💡 به گل کاری نغمه های دو تار به آبی که جاری ست در جوی تار