گران رکاب

لغت نامه دهخدا

گران رکاب. [ گ ِ رِ ] ( ص مرکب ) کسی را گویند که در روز جنگ به حمله خصم از جا نرود و ثابت قدم باشد و جای خود را نگاه دارد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( غیاث ). || کنایه از مردم آرمیده و باتمکین. ( برهان ).

فرهنگ معین

(گِ. رِ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) ۱ - آن که در روز جنگ به حملة دشمن از جای نرود و ثابت قدم باشد. ۲ - آرمیده، باوقار.

فرهنگ عمید

سواری که در میدان جنگ پایداری و در برابر دشمن ایستادگی کند.

فرهنگ فارسی

۱ - آنکه در روز جنگ بحمل. دشمن از جای نرود و ثابت قدم باشد. ۲ - آرمیده باوقار باتمکین مقابل سبک عنان.

ویکی واژه

آن که در روز جنگ به حملة دشمن از جای نرود و ثابت قدم باشد.
آرمیده، باوقار.

جمله سازی با گران رکاب

💡 دویده بود به عالم سبک عنانی من گران رکابی درد تو پایدارم کرد

💡 سیل بنای هستی است زخم گران رکابش شمشیر اگر به ظاهر هموار می‌نماید

💡 گران رکابی ا زحلم او گرفت زمین سبک عنانی از عزم او ربود زمان

💡 گران رکاب بماندن، سبک عنان بشدن به وزن کوه ولی در شتاب یک مثقال

💡 آزاده خاطران را فکری عنان نگیرد گر غم گران رکابست دل تیز گام گردان

💡 گر مانده اند در صف دعوی، گران رکاب چالاکیی ز دست و عنانم ندیده اند

اتی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
انکار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز