کیانا در زبان فارسی به معانی زیر نیز اشاره دارد:
طبیعت و اصل هر چیز: این معنا به مفهوم بنیادی و اساسی طبیعت و وجود اشاره دارد و میتواند به عنوان نمادی از خاستگاه و بنیاد هر چیز در نظر گرفته شود.
هر یک از عناصر چهارگانه: در فلسفه و علم قدیم، چهار عنصر اصلی (آب، آتش، خاک و هوا) به عنوان اجزای سازنده جهان شناخته میشدند. بنابراین، کیانا میتواند به یکی از این عناصر یا به کل آنها اشاره کند.
کیانا نامی با معانی عمیق و چندبعدی است که به طبیعت، اصول بنیادین و عناصر چهارگانه اشاره دارد. این معانی نه تنها زیبایی نام را افزایش میدهد، بلکه به آن عمق و معنا نیز میبخشد.
کیانا. [ ک َ / کیا ] ( سریانی، اِ ) طبایع باشد، فیلسوفان کیاناکیان خوانند. ( لغت فرس اسدی چ هرن ص 5 ). طبایع باشد به زبان فلاسفه. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 12 ). طبایع بود، و کیان نیز خوانند. ( صحاح الفرس ). طبایع باشد که حرارت و برودت و رطوبت و یبوست است. ( برهان ). هر یک از طبایع چهارگانه یعنی حرارت و برودت و رطوبت و یبوست. ( ناظم الاطباء ). از سریانی کیانا ( طبیعت ). ( حاشیه برهان چ معین ). طبیعت. توضیح آنکه در فرهنگها به معنی طبایع ( جمع ) گرفته اند. ( فرهنگ فارسی معین ):
همه آزادگی همت تو
قهر کرده ست مر کیانا را.خسروی ( از لغت فرس چ اقبال ص 12 ).رجوع به کیا شود. || عناصر اربعه. ( فرهنگ رشیدی ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). عناصر اربعه را نیز گویند. ( برهان ). هر یک از عناصر چهارگانه یعنی آب و خاک و باد و آتش. ( ناظم الاطباء ). || اصل و بنای هر چیز را گفته اند. ( برهان ). اصل و بنا و بنیاد هر چیزی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کی [ ک َ / ک ِ ] و کیان شود. || مرزبان را هم می گویند که زمین دار باشد. ( برهان ). مرزبان و زمین دار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کی [ ک َ / ک ِ ] شود.
(اِ. ) ۱ - طبیعت، اصل هر چیز. ۲ - هر یک از طبایع چهارگانه.
۱. طبیعت: همه آزادگی و همت تو / قهر کرده ست مر کیانا را (خسروی: شاعران بی دیوان: ۱۷۲ ).
۲. هریک از عناصر چهارگانه.
( اسم ) طبیعت: همه آزادگی همت تو قهر کرده است مر کیانا را. ( خسروی ) توضیح در فرهنگها بمعنی طبایع ( جمع ) گرفتهاند.
اسم: کیانا (دختر) (فارسی، سریانی) (طبیعت) (تلفظ: ki (e) yānā) (فارسی: کيانا) (انگلیسی: kiyana)
معنی: طبیعت، هریک از عناصر چهارگانه، ( سریانی، kyānā )، جوهر، ( در اصطلاح فلاسفه ) طبایع، ( کیان + ا ( پسوند نسبت ) )، منسوب به کیان، کیان، به علاوه این واژه ( در قدیم ) به معنی طبیعت بوده است
طبیعت، اصل هر چیز
هر یک از طبایع چهارگانه
شاهدخت