«کنیس» واژهای است معرّب و وامگرفته در فارسی که از زبانهای آرامی و عبری وارد شده و در منابع زبان و ادب فارسی به معنای معبد یا عبادتگاه یهودیان بهکار میرود. این واژه در اصل همریشه با «کِنِسِت» عبری است و در متون کهن فارسی، کنار صورت امروزین آن یعنی «کنیسه» دیده میشود. در زبان عربی معاصر نیز «کنیس» به معنای عبادتگاه یهودیان استعمال میشود، در حالی که برای عبادتگاه مسیحیان از واژه «کنيسة» استفاده میکنند که از نظر ساختاری مشابه، اما از نظر کارکرد مذهبی متمایز است. در متون تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی فارسی، «کنیس» معمولاً به بنایی اشاره دارد که برای انجام مناسک دینی یهودیان، قرائت تورات، گردهمایی مذهبی و فعالیتهای فرهنگی و آموزشی جامعه یهود بهکار میرفته است. این واژه در توصیف محلههای کهن یهودینشین، بناهای مذهبی متعلق به جوامع یهودی ایران و نیز در گزارشهای سفرنامهنویسان خارجی درباره شهرهای ایران بهطور مکرر دیده میشود.
کنیس
لغت نامه دهخدا
کنیس. [ ] ( اِ ) جامه زربفت.( مهذب الاسماء ): از ناحیت کومش به دیلمان جامه های کنیس خیزد. ( حدود العالم چ دانشگاه ص 146 ).
کنیس. [ ک َ ] ( معرب، اِ ) کنشت.کنیسه. معبد یهود. ( فرهنگ فارسی معین ):
ای هزاران کعبه پنهان در کنیس
ای غلطانداز عفریت و بکیس.مولوی.و رجوع به ماده بعد و کنشت شود.
فرهنگ معین
(کَ ) [ معر. ] (اِ. ) معبد یهود.
فرهنگ عمید
= کنیسه
فرهنگ فارسی
معبد یهود
جامه زر. بفت
ویکی واژه
معبد یهود.
جمله سازی با کنیس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مراسم یادبود او یک هفته بعد در ووستر، ماساچوست، در معبد امانوئل، کنیسه ای که او در کودکی در آن حضور داشت، با حضور ۱۰۰۰ دوست و اعضای خانواده برگزار شد.
💡 نه، کعبه را محرم نیم، مرد کنیسه هم نیم نه، بابت زمزم نیم، مرد خمستان نیستم
💡 خطاب حاکم عادل مثال بارانست چه در حدیقهٔ سلطان چه بر کنیسهٔ عام