فرهنگ معین
(کَ. ظَ ) (حامص. ) بی طاقتی، بی - گنجایشی.
(کَ. ظَ ) (حامص. ) بی طاقتی، بی - گنجایشی.
حالت و کیفیت کم ظرف
بی طاقتی، بی - گنجایشی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکوه از سختی ایام ز کم ظرفیهاست جوی شیر است مرا پیش نظر هر رگ سنگ
💡 ای محیط عشق بر کم ظرفی دل رحمتی آب شد این قطره تا یک چشمتر آورده است
💡 نه زکم ظرفیستگر رازم تراوید از درون خس برون افتد چو آید قلزم اندر اضطراب
💡 فضولی آینهٔ دستگاه کم ظرفیست به روی بحر کند قطره وقت باران رقص
💡 شراب غم ندارد جلوه ای در تنگنای دل خمارآلودم از کم ظرفی رطل گران خود
💡 قدردانی قطره را دریا کند در ظرف من نیست کم ظرفی اگر بیخود به یک ساغر شوم