کشتزار به زمینی گفته میشود که برای کشت و پرورش انواع محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد و در آن فعالیتهایی مانند کاشت، داشت و برداشت گیاهان انجام میشود. این زمینها معمولاً دارای خاک حاصلخیز هستند تا بتوانند شرایط مناسبی برای رشد گیاهان مختلف فراهم کنند و محصول بیشتری تولید شود. کشتزارها نقش بسیار مهمی در تأمین غذای انسانها دارند و بخش اساسی از فعالیتهای کشاورزی را تشکیل میدهند. در این زمینها محصولاتی مانند گندم، جو، برنج، سبزیجات و انواع گیاهان زراعی کشت میشود که هر کدام نیاز به شرایط خاصی برای رشد دارند. کشاورزان با استفاده از ابزارها و روشهای مختلف تلاش میکنند تا بهرهوری این زمینها را افزایش دهند و محصول سالمتری به دست آورند. کشتزارها ممکن است به صورت آبی یا دیمی باشند که نوع آبی آنها به منابع آب مصنوعی وابسته است. این زمینها در اقتصاد کشورها نیز اهمیت زیادی دارند زیرا تولید محصولات کشاورزی به طور مستقیم با آنها مرتبط است. نگهداری صحیح از کشتزار شامل آبیاری، کوددهی و مبارزه با آفات میشود تا کیفیت محصولات حفظ شود. بنابراین این کلمه به زمینی گفته میشود که برای تولید محصولات کشاورزی آمادهسازی شده و نقش اساسی در تأمین غذا و اقتصاد دارد.
کشتزار
لغت نامه دهخدا
کشت زار. [ ک ِ ] ( اِ مرکب ) زراعتگاه. زمین زراعت شده. مزرعه.پالیز. مَحقَلَه. ( یادداشت مؤلف ). کشتمند. زمین زراعت شده و غالباً مراد زمینی است باکشت:
و گر اسب در کشت زاری شود
کسی نیز بر میوه داری شود.فردوسی.بیامد خداوند آن کشت زار
به پیش نگهبان بنالید زار.فردوسی.بیاراست بر هر سویی کشت زار
زمین برومند و هم میوه دار.فردوسی.لگام از سر اسب برداشت خوار
رها کرد بر خوید و بر کشت زار.فردوسی.جهان کشتزاریست با رنگ و بوی
درو مرگ و عمر آب و ماکشت اوی.اسدی.کمان شد یکی برزگر تخم کار
وزان تخم پیکان و دل کشتزار.اسدی.نبارد مگر ابر تأویل قطر
بر اشجار و بر کشتزار علی.ناصرخسرو.کشتزار ایزدست این خلق و این تردست مرگ
داس این کشت ای برادر همچنین باشد سزا.ناصرخسرو.پس هر دو برخاسته به صحرا شدند چون بکشت زار رسیدند... ( قصص الانبیاء ). آب از کشت زار بیرون می آمد و راه می گرفت. ( نوروزنامه منسوب به خیام ).
تا به استسقای ابررحمت آمد بر درت
کشت زارعمر فانی را به باران تازه کرد.خاقانی.فتح سعادت از سر عزلت برآیدت
کو کشت زار عمر ترا فتح باب شد.خاقانی.هردم ز برق خندش چون کرد بوسه باران
بر کشت زار عمرم باران تازه بینی.خاقانی.هیچ یک خوشه وفا امروز
در همه کشتزار آدم نیست.خاقانی.این جهان کشت زار آخرت است. ( از سندبادنامه ص 341 ). در حوالی و حواشی آن صحرا کشتزاری دیدم چون رخسار دلبران زیبا. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
اگر اسبی چرد در کشتزاری
و گر غصبی رود بر میوه داری.نظامی.سمندش کشت زار سبز را خورد
غلامش غوره دهقان تبه کرد.نظامی.مپندار جان پدر کاین حمار
کند دفع چشم بد از کشتزار.سعدی ( بوستان ).کنون دفع چشم بد از کشتزار
چگونه کند آن توقع مدار.سعدی.نمی کنم گله ای لیک ابر رحمت دوست
به کشت زار جگرتشنگان نداد نمی.حافظ.- کشت زار دیو؛ کنایه از روزگار و دنیا است که عالم سفلی باشد. ( برهان ).
فرهنگ معین
(کِ ) (اِمر. ) زمین زراعت شده، مزرعه.
فرهنگ عمید
زمین پهناوری که در آن چیزی کاشته باشند، مزرعه.
فرهنگ فارسی
زمین پهناورکه در آن چیزی کاشته باشند، مزرعه
( اسم ) زمین زراعت شده مزرعه: ( نسا و کم حرث لکم زنان شما کشتزار شما اند که در آن فرزند میکارند ). ( کشف الاسرار ) یا کشتزار دیو. عالم سفلی دنیا.
فرهنگستان زبان و ادب
{field} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] قطعه ای از زمین که به کشت گیاهان زراعی اختصاص داشته باشد
دانشنامه عمومی
کشتزار یا مزرعه که به آن «زمین کشاورزی» نیز می گویند[ نیازمند منبع]، زمینی است شامل ساختارهای گوناگون که برای کشاورزی، فرآوری و مدیریت خوراک استفاده می شود و پایه ای ترین عنصر فرآوری و تولید است. کشت زارها می توانند یک مالک داشته باشند، یا خانواده یا گروهی از مردم یا آن که بنگاه یا شرکتی بر آن نظارت داشته باشد. یک کشت زار می تواند اندازه های گوناگونی داشته باشد. از چند هزار متر مربع تا چند هزار هکتار.
جمله سازی با کشتزار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترک اغلب دخل را در کشتزار باز کارد که ویست اصل ثمار
💡 وگر اسپ در کشتزاری کند ور آهنگ بر میوهداری کند
💡 از کشتزار چرخ و زمین کاین دو گاو راست یک جو نیافتم که به خرمن درآورم
💡 وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ کَرِیمٍ (۲۶) و کشتزارها و نشستنگاههای نیکو بشکوه.