لغت نامه دهخدا
کتابفروشی. [ ک ِ ف ُ ] ( حامص مرکب )عمل کتاب فروش. شغل کتاب فروش. || فروختن کتاب. بیع کتاب. || ( اِ مرکب ) جایی که در آنجا کتاب فروشند. مغازه ای که در آن کتاب فروخته شود. رجوع به کتابخانه شود.
کتابفروشی. [ ک ِ ف ُ ] ( حامص مرکب )عمل کتاب فروش. شغل کتاب فروش. || فروختن کتاب. بیع کتاب. || ( اِ مرکب ) جایی که در آنجا کتاب فروشند. مغازه ای که در آن کتاب فروخته شود. رجوع به کتابخانه شود.
( ~. فُ ) [ ع - فا. ] ۱ - (حامص. ) شغل و عمل فروش کتاب. ۲ - (اِ مر. ) دکان و مغازة فروش کتاب.
۱. شغل و عمل کتاب فروش.
۲. (اسم ) فروشگاه کتاب.
۱ - شغل و عمل کتابفروش ۲ - ( اسم ) دکان و مغاز. کتابفروشی توضیح کتابخانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کتاب غیر از چاپهای سنگی قدیم، در شکل جدید چند بار طبع گردیدهاست. از جمله چاپ حروفی در ۵ جلد (یک جلد مقدمه و ۴ جلد تفسیر) توسط مؤسسه اسماعیلیان قم؛ مؤسسه الوفا بیروت در ۴ جلد؛ کتابفروشی اسلامیه تهران در ۵ جلد؛ مؤسسه الرسالة بیروت در سال ۱۴۰۳ ه.ق
💡 کتاب استفن آینهورن در سال ۲۰۰۵ به نام «هنر مهربان بودن» به عنوان بهترین کتاب سا ل ازطرف ۳۵۰ کتابفروشی معرفی شد.