کامیابی

لغت نامه دهخدا

کامیابی. [ کام ْ ] ( حامص مرکب ) نیکبختی واقبال. تمتع و برخورداری. ( ناظم الاطباء ). کامرانی. نجاح. ظفر. فوز. پیروزی. فیروزی. توفیق:
کام تو موقوف زاری دل است
بی تضرع کامیابی مشکل است.مولوی.

فرهنگ عمید

کامروایی، برخورداری از مراد و مقصود، نیک بختی.

فرهنگ فارسی

۱ - کامروایی کامرانی کامجویی مقابل نا کامی. ۲ - موفقیت فیروز مندی

جمله سازی با کامیابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ریاض دهر ناکامی گل دون فطرتی است کامیابی در رکاب همت مردانه است

💡 همین کامیابی هر روز و شب همین روز و شب، بانگ عیش و طرب

💡 شکوه تنها از شب دوشین ندارم کز نخست بخت ناساز و دل ناکامیابی داشتم

💡 دیر زی ای شاه عالم! در نشاط کامیابی تا چو خورشید از بزرگی بر همه عالم بتابی

💡 بر صبر دل نهادن مفتاح کامیابی است این است در دو گیتی زهری اگر شکر شد