واژه «ژون» در زبان فارسی، در معنای اصلی و رایج خود به «بت» یا «صنم» اشاره دارد و برای نامیدن معبودهای ساختگی و مجسمههایی به کار میرود که در برخی فرهنگهای باستانی مورد پرستش قرار میگرفتند. این واژه در متون کهن فارسی نیز با همین معنا آمده و معمولاً در برابر مفهوم پرستش خدای یگانه قرار میگیرد و نشاندهنده چیزی است که انسانها به اشتباه آن را پرستش میکردهاند. در واقع «ژون» از نظر معنایی با واژههایی مانند بت و صنم هممعنی است و بار معنایی آن بیشتر جنبه دینی و اسطورهای دارد. در برخی منابع لغوی نیز تأکید شده است که این واژه برای اشاره به معبودهای غیرواقعی و ساخته دست انسان به کار میرود. همچنین در بخش فرهنگ اسمها، «ژون» به عنوان نامی برای دختران ثبت شده است که در آن نیز معنای «بت» و «صنم» برای آن ذکر شده و جنبه اسمی پیدا کرده است. با این حال، معنای اصلی و تاریخی آن همان بت و صنم است و سایر کاربردها جنبه فرعی یا نامگذاری دارند. بنابراین، «ژون» واژهای است که ریشه در ادبیات کهن دارد و مفهوم اصلی آن به پرستش غیرواقعی و بتپرستی بازمیگردد و در فرهنگ اسمها نیز همین معنا به صورت نمادین حفظ شده است.
ژون
لغت نامه دهخدا
ژون. ( اِ ) بت. صنم. ( برهان ). زون. رجوع به بت شود.
ژون. ( اِخ ) نام سلسله بیست وسوم سلاطین چین. این سلسله مغول بوده اند و صد و نه سال سلطنت رانده اند.
ژون. [ ژُ وَ ] ( اِخ ) نام یکی از نجبای کشور گل. وی بسال 411 م. به امپراطوری و در سال 412 به قتل رسید.
فرهنگ معین
(ژُ ) (اِ. ) بت، صنم.
فرهنگ عمید
بت، صنم.
فرهنگ فارسی
بت، صنم
بت صنم.
نام یکی از نجبای کشور گل. وی بسال ۴۱۱ میلادی بامپراطوری و در سال ۴۱۲ بقتل رسید
فرهنگ اسم ها
اسم: ژون (دختر) (فارسی)
معنی: بت، صنم
ویکی واژه
بت، صنم.